نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز برقی تفال
خرید توتون پیپ
مرکز خرید پیپ در تهران
خرید بک لینک
قيمت باكس هتلی
قیمت تشک رویا
شركت بازاريابي شبكه اي
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضويت در خبرنامه
    عضويت لغو عضويت

ورود اعضا
    نام کاربري :
    پسورد :

عضويت در سايت
    نام کاربري :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ايميل :
    نام اصلي :

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۵۷:۲۳

شما يك كسب و كار جديد آغاز كرده ايد و بسيار هم بابت اين موضوع هيجان زده هستيد ،پس بايد بدانيد چه كارهايي را بايد انجام داده و چه كار هايي را نبايد انجام دهيد.يا به عبارتي از كدام اشتباه بازاريابي شبكه اي پرهيز كنيد.

يكي از بهترين نكاتي كه مي توان به افرادي كه تازه وارد اين كار شده اند گوشزد كرد،اين است كه مدام سعي كنيد از افراد ديگر چيزهاي مختلفي بياموزيد و از تجارب آن ها استفاده كنيد.در ادامه به 7 اشتباهي كه نبايد در بازاريابي شبكه اي انجام داد اشاره مي كنيم.

1.عدم تكميل آموزش كافي

شما تا زماني كه شنا كردن بلد نباشيد نمي توانيد موج سواري كنيد.رايج ترين اشتباه بازاريابان در اين زمينه اين است كه قبل از آن كه آموزش هاي اوليه خود را به اتمام برسانند براي جذب افراد جديد و يا فروش محصولات اقدام مي كنند و معمولا هم موفقيت چنداني به دست نمي آورند.

اگر مي خو.اهيد در بازاريابي شبكه اي موفق شويد بايد اول آموزش هاي مستقل و كاملي ديده باشيد و مسلما مهم ترين مسئله براي يادگيري اين است كه به كشف و دريافتن راه و مسير درست كسب و كارتان نائل شويد و اين جايي است كه بسياري از افراد تازه كار به اشتباه مي روند.

2- تبديل شدن به يك فروشنده كليشه اي

اغلب افرادي كه وارد اين حرفه مي شوند به دنبال يك فرصت خوب هستند تا كسب و كارشان را رونق دهند و با سايرين به اشتراك بگذارند و صرفا هدف آن ها فروشنده بودن نيست پس براي اينكه به اشتباه بسياري از فعالان بازاريابي نيفتند دوباره به همان مسئله قبل كه آموزش و يادگيري كامل است بازميگرديم كه شما نياز به آموزش و يادگيري داريد تا راه تان را خوب هدف گذاري كنيد و به يك بازارياب حرفه اي شبكه اي نه كليشه اي تبديل شويد.

اين مسئله طبيعي است كه شما زماني كه وارد اين شغل شده باشيد هيجان زده شويد و به همه افراد ائم از دوستان و اقوامتان توصيه كنيد كه اين كار را انجام دهند.اما ما به شما توصيه مي كنيم كه اگر در قالب يك بازارياب تلفني فرورفته ايد و تمام تلاشتان در اين است كه به آن ها بگوييد كه به شما بپيوندند و اگر چنين نكنند مرتكب اشتباه مي شوند، اشتباه بزرگي در زمينه كاري خود مي كنيد.

ما به شما توصيه مي كنيم كه در ابتداي كار به دوستان و آشنايان و اقوام نزديك مراجعه كنيد اما اين بدين معني است كه شما با كسب دانش و اطلاعات كافي در اين زمينه فعاليت خود را آغاز كنيد و اصلا افراد را تحت فشار قرار ندهيد چرا كه ميزان موفقيت خود را كاهش مي دهيد.

3-درخواست مكرر از ديگران براي پيوستن به كسب و كار

اگر شما براي ايجاد كسب و كارتان جدي هستيد پس بايد بدنيال روش هاي حرفه اي باشد.وقتي كه صرفا به دليل عرضه ديدگاه هاي تان به ديگران و بطور مكرر از آن ها مي خواهيد كه به كسب و كارتان بپيوندند درواقع فقط اعتبار خود را كاهش مي دهيد و باعث مي شويد آن ها در مدل كسب و كارتان شك و ترديد كنند و همين باعث مي شود سايرين درخواست شما را به سرعت رد كنند و اين آغازي باشد براي قرار گرفتن در سراشيبي و سقوط.

4-وابستگي عاطفي به تصميمات آشنايان و خانواده

وقتي افراد براي نخستين بار به نتورك ماركتينگ مي پيوندند معمولا به تعداد كمي از افراد اميد دارند تا به كسب و كارشان بپيوندند كه معمولا هم شامل دوستان و افراد خانواده مي شوند.اما نكته مهم ان است كه شما نبايد زياد به تصميمات آن ها اميد داشته باشيد و خودتان را از نظر روحي و رواني و عاطفي به آن ها وابسته كنيد.

همواره به ياد داشته باشيد كه اگر دوستان‌تان از راه‌اندازي شركت شما خوشحال شده‌اند اين بدين معني نيست كه به همه‌ي تصميمات كاري شما اعتماد مي‌كنند. درست مانند هر كسب و كار ديگري اگر شما نتوانستيد به يك فروش قطعي يا قرارداد با آشنايان‌تان برسيد به راحتي به سراغ مشتري بعدي برويد. همان‌طور كه يك سرمايه‌گذار باهوش مي‌داند كه نبايد به هيچ‌كدام از خانه‌هايي كه خريد وفروش مي‌كند دل ببندد يك بازارياب شبكه‌اي باهوش هم بايد بداند كه اين بازاريابي شبكه‌اي درواقع يك بازي اعداد است كه دلبستگي‌هاي عاطفي هيچ درآمدي براي آن نخواهد داشت.

5- داشتن ادعاهاي كاذب

هيچ وقت راجب محصولات يا خدمات شركت توضيحات نادرست ندهيد چرا كه همه اين ادعاها به ضرر شما و شركت خواهد بود.اگر جواب سوالي را نميدانستيد براي مشتري توضيح دهيد كه سوال درستي پرسيده و حتما پاسخ او را پيدا مي كند و به وي انتقال مي دهد.

6-عيب جويي از ديگران

بازاريابي شبكه اي گاهي اوقات بسيار رقابتي بنظر مي رسد اما اين دليل نمي شود كه شما از ساير شركت ها بدگويي كنيد.هميشه يادتان باشد با بدگويي از ساير شركت ها به هيچ بهرمندي خاصي نمي رسيد و اين كارفقط به فقط به حسن شهرت شما آسيب مي رساند. درواقع شما همواره بايد سعي كني نقش يك حامي را براي شركتتان ايفا كنيد و ديد مثبتي براي افراد نسبت به شركتتان ايجاد كنيد.

علاوه بر اين اگر مردم در گذشته يك تجربه بد در زمينه بازاريابي شبكه اي داشته باشند ،شما مي توانيد با پاسخ دادن به سوالات آن ها و ايجاد ديد مثبت بجاي بدگويي كردن از شركت قبلي ،تاثير بسياري در جذب مشتري داشته باشيد.

7-كسب و كار غيرفعال

در بازاريابي شبكه اي هيچ چيز بدتر از يك خط كاري غيرفعال نيست.زماني كه شما به يك شركت بازاريابي شبكه اي مي پيونديد هميشه بايد تعهدي براي همكاري با آن ها و افرادي كه در خط مقدم شركت هستند داشته باشيد.اگر شما تمايلي به اينگونه فعاليت ها براي رسيدن به موفقيت نداريد،بهتر است كه به اين حرفه نپيونديد.مشكل اصلي كه همواره در بازاريابي شبكه اي رخ مي دهد اين است كه نيروهاي جديد با يكبار توقف و درجا زدن عقب نشيني مي كنند و كارها را رها مي كنند.

بازاريابي شبكه اي يك كسب و كار نسبتا ساده است. اما با ارتكاب هركدام از خطاهاي پيش‌گفته بسيار سخت مي‌شود. بهترين كاري كه شما در بدو ورود به فضاي كسب و كار بازاريابي شبكه‌اي مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه آموزش‌هاي اوليه‌ي خود را تكميل كنيد و بسياري مواقع روي يادگيري مسير و ديدگاه درست حرفه‌تان سرمايه‌گذاري كنيد. اين تمرين براي كشف راه‌هاي درست كاري براي شما وضعيت بي‌نظيري ايجاد مي‌كند و بدين طريق به اعتماد به نفس خوبي دست مي‌يابيد.

اگر شما گاها برخي از اين چند اشتباه بازاريابي شبكه اي را مرتكب مي‌شويد، نااميد نباشيد چرا كه اشتباه كردن به خودي خود بد نيست و همگان اشتباه مي‌كنند. مهم اين است كه شما اشتباهات خود را بشناسيد و در جهت رفع آن گام برداريد.

پس از اين‌كه با ۷ اشتباه بازاريابي شبكه اي رايج را شناسايي كرديد و تصميم گرفتيد كه ديگر هرگز آنها را انجام ندهيد، بايد روي اعمال مثبت تمركز كنيد و ببينيد كه چگونه فرآيند اجراي كسب و كار خود را با صرف زمان و كشف مسير درست تكميل كنيد.

بزرگترين موهبت ما اين نيست كه هرگز سقوط نكنيم، بلكه در اين است كه با هربار سقوط دوباره برخيزيم (كنفوسيوس )

 

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۸:۱۹

برعكس خيليها كه تو آمريكا وارد نتورك ماركتينگ شدن و تو همون 6 ماه اول خيلي موفق شدن ، من 6 ماه اول موفق نشدم ، سال اول موفق نشدم ، سال دوم هم ...اي خيلي موفق نشدم ، سال سوم يواش يواش شروع كردم به موفق شدن .... ولي اتفاق مهمي كه تا سال سوم برام افتاد ، با اينكه پول زيادي نساخته بودم ، اما مغز و فكرم شروع كرد به عوض شدن ...احساساتم قوي تر شدن ، هي رفتم تو سمينارها و مردم رو ديدم.

اولين بار يادمه كه ميخواستم برم به سمينار ، تو شيكاگو بود ، من تو آتلانتا بودم ، وضع مالي ام اصلاً خوب نبود و همين خانم بهم زنگ زد كه اولين ميتينگ بزرگ ما تو شيكاگوئه و تو هم بايد بيايي و مثلاً اينقدر هم پول سمينار ميشه ....

ديدم يه 1500-1600 دلاري ميشه ، گفتم : من فكر نكنم بتونم بيام ، به من گفت : گوش كن ببين چي ميگم ، اگه ميخواهي تو اين بيزينس موفق باشي ، بايد coach able " " باشي ، يعني بايد خوب گوش كني و دانش آموز خوبي باشي ...

اگه كسي كه تو اين كار موفق شده و بهت ميگه بايد اين كار رو بكني ، بايد خوب گوش كني ... 2 تا انتخاب داري ، ميتوني دانش آموز خوبي باشي و موفق بشي ، ميتوني دانش آموز خوبي نباشي و موفق نشي ... گفتم : باشه ، دانش آموز خوبي ميشم ...

خلاصه يادمه تونستم برم شيكاگو ... كه حدود 4000 نفر اونجا بودن و من اون ته نشستم ....

ولي اون روزي كه تو شيكاگو تو سالن نشسته بودم ، يه سخنران خيلي خوبي داشت صحبت ميكرد ... كه با يه مهارتي داشت سخنراني ميكرد كه من تموم موهاي بدنم سيخ شد ... و اون اولين لحظه اي بود كه يه چيزي به من الهام شد و خيلي اين الهام برام روشن بود كه : تو بايد اين كار رو بكني تا آخر عمرت !

ولي دو چيز تو ذهنم بود ، اول اينكه بايد انگليسيمو خيلي خوبتر كنم تا بتونم سخنراني كنم و دوم اينكه بايد موفق بشم ...

خب ، فرض كن الان سخنگو هستم ، اما درباره چه موفقيتي ميخوام صحبت بكنم ؟! بايد موفق بشم تا بتونم بعداً درباره موفقيت خودم صحبت كنم و اينا ..

و اون لحظه بود كه اگر چه من قبلاً وارد اين كار شده بودم و امضاء داده بودم ، اما كارم ، كنارم بود ، من توش نبودم ، از نظر فكري و ظاهري و فيزيكي وارد شده بودم ، اما از لحاظ احساسي داخلش نبودم ، كنارش بودم ....

اون لحظه اي كه احساس كردم نتورك ماركتينگ ميتونه به من كمك كنه كه سخنگو بشم ، اون لحظه بود كه از نظر احساسي كاملاً وارد بيزينسم شدم و از اون زمان بود كه بيزينسم شروع كرد به عوض شدن ... سه سال بعد از ورودم به نتورك ماركتينگ ، از دانشگاه فارغ التحصيل شدم ، پدر و مادرم كلي خوشحال شده بودن كه : الهام دكتر شد ... واقعا ً ميخواستن بيان تو مطب من و زندگي كنن ، بابام ميخواست بياد درو ديوارها رو رنگ كنه ، ميخواست بياد در روي مريضهاي من باز كنه ، مامانم ميخواست بياد شيريني و باقلوا به همه تعارف كنه!

خلاصه ، گفتم بشينيد باهاتون كار دارم ... گفتم : ببينيد ، من تو اين 3 سالي كه تو نتورك ماركتينگ بودم ، ... يهو گفتن : ديگه حرف اين كار رو نزن لطفاً ! ديگه بسه ديگه .... گفتم : حالا گوش كنين ، من تو اين 3 سال يه چيزايي ياد گرفتم ، چيزايي كه تو دانشگاه ياد نگرفتم، چيزايي كه منو از لحاظ فكري ، احساسي و وجودي ، واقعاً تغييرم داده ... و با اينكه ميدونم پزشكي من ميتونه خيلي موفقيت برام بياره ...

با اينكه ميدونم ميتونم خيلي به مريضهام كمك كنم ، ولي تو وجودم احساس ميكنم نمي خوام پزشك بشم .... ( ا ه ه ه ه ه) ... چشماشون باز شد ... يعني چي؟

گفتم : تصميم گرفتم به جاي اينكه برم هر روز مطب و مريض ببينم ، ميخوام نتورك ماركتينگ full time كار كنم ... اونا جدي نگرفتن ... گفتم : ببينين ! من خيلي از شما ممنون هستم كه منو آوردين آمريكا ... دوستون دارم ، دستتونو ميبوسم ، ولي گوش كنين ... من يه زندگي دارم ، و ياد گرفتم با اينكه شما ميخواهيد از من محافظت بكنين و با اينكه شما ميدونين كه بهترين چيز براي من چيه ، ولي احساس ميكنم كه الان به اندازه كافي قوي شدم كه خودم ميدونم بهترن چيز براي من چيه و احساس ميكنم كه بهترين چيز براي من پزشكي نيست ميخوام نتورك ماركتينگ تمام وقت كار كنم.

خلاصه من رفتم و تمام وقت كار كردم يادمه اولين باري كه برگشتم و يه چك 5000 دلاري ماهانه رو ساخته بودم ، بهشون نشون دادم و گفتم : ببينين ، من 5000 دلار در ماه ساختم !

 گفتن : الي ! 5000 دلار ؟؟!!! آخه منشي تو ميتونه 5000 دلار در ماه بسازه تو مطبت !! تو مگه ديوونه اي ؟!! ... ما فكر كرديم بهت افتخار ميكنيم ؟!! آخه چي شدي ؟!! .... گفتم : باشه ... برميگردم ... بعد از يه مدتي برگشتم و اولين چك 10000 دلاري رو بهشون نشون دادم ، گفتن : 10000 دلار الي ؟!! بعد نيست الي ! .... ولي تو دكتري !! آخه اين چيه ؟!! ... آخه ما فكر كرديم بهت افتخار ميكنيم ؟!! آخه چي شد ؟!! ... آخه ... تو كه ........!!!! تو كه گند زدي !!!

خلاصه گفتم برميگردم ... و يادمه اولي باري كه يه چك 20000 دلاري رو نشونشون دادم ، گفتن : الي ! راست ميگي ؟!! 20000 دلار؟! اين واقعاً ميتونه تو بانك نقد بشه ؟!! گفتم : آره ، مگه نديدين تا حالا!؟ گفتن : حالا بگو ببينيم ، چقدر درآمد داري تو اين كمپانيه ؟! گفتم : بابا ! محدوديت نداره كه ...

هر چقدر كار كنم ، ميتونم ... مثلاً مثل پزشكي كه نيست كه من ديگه تا يه حدي .. ديگه نتونم و وقت نداشته باشم كه مريض ببينم... خلاصه ...، 25 هزار در ماه ديدن ، 30 هزار در ماه ديدن ، تقريباً ديگه وقتي 35 هزار در ماه ديدن ، ... اون لحظه رو كامل يادمه ... انگار اصلاً 2 تا آدمه ديگه بودن ... گفتن : الهام ! الهي ما قربونت بريم !! تو چقدر زرنگي !!! تو اصلاً ‌اين مغزتو از كي گرفتي ؟!!!

خلاصه .... زندگي من شروع كرد به عوض شدن ... البته ميگم من تو 3 سال اول خيلي مشكلات داشتم ... ولي يه چيزي كه ياد گرفته بودم و خيلي كمكم كرد اين بود كه .... يعني"ترك نكن" ، " تسليم نشو " و بيشتر مردم تو نتورك ماركتينگ و در واقع در زندگي ، 1 اينچ قبل از موفقيت ترك ميكنن ، موقعي كه كار سخت ميشه ، درست 1 اينچ قبل از موفقيت ميگن : اين كه كار نميكنه و تركش ميكنن ...

و من اين رو شنيده بودم و هر وقت كه ناراحت و خسته ميشدم ، ميگفتم 1 اينچ ديگه مونده ، 1 اينچ ديگه مونده ... كه به حدي رسيد كه خيلي موفق شدم توي بيزينسم و بيشتر از 100 هزار نفر اكتيو و فعال كه مينيموم بين 150 تا 200 دلار تو ماه خريد ميكردن ، تو گروهم بودن ! و خيلي از لحاظ مالي زندگيم شروع كرد به خوب شدن و ... و يواش يواش منو ميبردن و ميگفتن : بيا داستانتو بگو و اينطوري ديدم سخنگويي من هم يواش يواش داره ورزيده ميشه ...

بذارين يه قضيه اي رو براتون بگم ، اينو براي اين ميگم كه ميدونم نتورك تو ايران خيلي جوونه و مطمئن هستم كه خيلي هاتون اين احساس رو داريد تو خانواده هاتون ... يادمه تقريباً 2 سال بعد از اينكه وارد نتورك ماركتينگ شده بودم ، يادمه پدرم رو برده بودم يه دكتر قلب ، كه قلبشو چك آپ كنه ... اون لحظه پدرم بهم گفت كه : ( اون هم چه جايي !!! تو دكتر قلب و در واقع روي زخمم نمك ريخت ..) بهم گفت : يه چيزي بهت بگم الهام ! من زنده يا مرده ، نميخوام به هيچ كس بگي كه نتورك ماركتينگ كار كردي !!

حالا من اون موقع هنوز موفق هم نبودم و اين مسئله خيلي برام سنگين بود و اون لحظه ، موقعي بود كه نزديك بود از نتورك ماركتينگ بيام بيرون ! آخه من پدرمو خيلي دوست دارم و پيش خودم احساس كردم كه : ول كن بابا !! ارزش نداره كه ... ولي باز اون احساس در من بود كه من فقط يه زندگي دارم و اونو همونطور كه دوست دارم ، ميخوام ادامه بدم و بنابراين باز هم دنبال كارم رفتم ... اينو ميگم ، چون چند سال پيش به پدر و مادرم گفتم : ديگه نميخواد كار كنين ، بسه ديگه ... بعد به مامانم گفتم : اگه از پسرم موقعي كه نيستم مواظبت كني ، موقعي كه من نيستم ، من 2-3 برابر حقوقت بهت ميدم ، گفت: باشه ... بعد به پدرم گفتم .... خلاصه .... من شروع كردم به خريد ساختمونهاي تجارتي ... بعد وقتي زنگ ميزدن كه مثلاً در شكسته يا فلان چيز خراب شده ، به پدرم ميگفتم : ميخواهي شما بري اين چيزها رو درست كني ؟ گفت : آره ، خيلي هم دوست دارم ، چرا كه نه ...

خلاصه ... بعد براش يه ماشين هامر نو خريدم ، حالا سوار هامرش ميشه ، هر كي زنگ ميزنه ، ميره كار ها رو انجام ميده و .... حالا بهم ميگه : قربونت بريم ، چه زندگي درست كردي !!! اين داستان رو خواستم بهتون بگم كه : توي نتورك ماركتينگ و تو هر بيزينسي ، آدم بايد بدونه كه وارد يه فشاري ميشه كه بايد تحمل كنه .... و بخصوص توي نتورك ماركتينگ بايد يه ماهيچه اي بسازي ... اين ماهيچه ، ماهيچه rejection"" هست ... ماهيچه " رد كردن و جواب نه شنيدن.... بايد تو هر بيزينسي و يخصوص در نتورك ماركتينگ ، اين ماهيچه خيلي بزرگ و گنده بشه ...

هر چقدر كه اجازه بدي ، اين ماهيچه گنده تر بشه ، قوي تر و موفق تر ميشي ... با هر " نه " كه شنيدم ، به خودم اجازه دادم كه اين " نه " مثل يه پله اي باشه كه روش قدم بذارم و بيام بالاتر ...

و خوبه كه براتون بگم ، 60 سال پيش وقتي نتورك ماركتينگ تو آمريكا شروع شد ، خيلي ها كه اون موقع شروع كردن و با مسائل خيلي زيادي دست و پنجه نرم كردن و با نتورك ماركتينگ باقي موندن – كه نتورك اون موقع هاي آمريكا مثل نتورك ماركتينگ الان در ايران مي مونه – اونهايي كه دوام آوردن و quit نكردن ، الان واقعاً جزيره هاي خودشونو دارن و از لحاظ مالي به يه حدي رسيدن كه ديگه دارن خدمتهاي مالي خيلي بزرگي به جامعه و دنيا ميكنن ، اينو ميگم ، چون ميدونم كه خيلي از مسائل تو ايران جديد هست و مسائل زيادي داريد و مردم هنوز عادت ندارند – البته تو آمريكا هم هنوز مردم عادت ندارند و شايد تو آمريكا خيلي بايد قوي تر باشي.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۴:۵۹

در اين مقاله ميخواهم داستان زندگي يك بانوي نتوركر ايراني كه موفقيت بسياري در كنار سختي هاي بسياري كه بر او وارد شده،كسب كرده را بررسي كنيم.

داستان زندگي ايشان بسيار طولاني است كه ما در اينجا بخشي از آن را انتخاب مي كنيم. دكتر الهام شخصي است كه زماني كه او نوجوان بود خانواده او با سختي بسيار ايران را ترك مي كنند و براي ادامه زندگي به آمريكا مهاجرت مي كنند.پدر مادر او از همان سن كودكي الهام آرزو داشتند كه دخترشان پزشك شود و بتواند باعث افتخار پدر و مادرش شود. پدر و مادر او در آمريكا براي تامين هزينه ها هركدام 2 يا 3 شغل داشتند و به سختي كار ميكردند.الهام هم به دانشگاه مي رفت و در زمينه پزشكي تحصيل ميكرد.

بقيه داستان را به نقل از خود ايشان در ادامه ذكر ميكنيم:

"خلاصه رفتم دانشگاه كه دكتر بشم ، اما خوب يادمه 3 سال قبل از اينكه از دانشگاه فارغ التحصيل بشم ، يه روز نشسته بودم توي آتلانتا و استاد داشت درباره مطب حرف ميزد ، كه تو آمريكا مطب زدن چه مسائلي داره و اينكه هر چقدر مطبت شلوغتر بشه ، چقدر مريضها بيشتر صاحبت ميشن ، براي اينكه ديگه وقتي براي خودت نداري و اينا ...

اون لحظه بود كه پيش خودم يه احساسي داشتم ، پيش خودم گفتم :" ببينم ، من دارم براي خودم دكتر ميشم ؟! يا دارم براي پدر و مادرم دكتر ميشم؟! "  و اون لحظه كه داشتم اين فكرها رو ميكردم ، يه هو دلم ريخت كه " اين فكرها چيه ميكني؟!" و اون لحظه ، واقعاً احساسم اين بود كه من دارم براي پدر و مادرم دكتر ميشم ، نه واسه خودم!

همونطوري كه تو اين سمينار بهتون ميگم ، هر فكري كه آدم ميكنه ، اين فكر تبديل به احساس ميشه ، و اين احساس تبديل به نيت ميشه توي طبيعت ، و بعد اون نيت وارد زندگي آدم ميشه.

بنابراين اون احساسي كه من داشتم ، تبديل به يه نيتي شد كه من يه كسي رو پيدا كردم ...

حالا بذارين اين داستانو براتون بگم ....

3-4 روز بعد از اينكه من اين احساس رو داشتم ، يك روز ، يكي از دوستام منو رسوند خونه ، من اون موقع ، 3 سال قبل از اينكه از دانشگاه فارغ التحصيل بشم ، هنوز خودم ماشين نداشتم. ‌پدر و مادرم سخت كار كرده بودن تو اين چند سال ، هر كدوم 2-3 تا شغل مختلف داشتن و پولي كه در ساعت ميگرفتن ، زير حد متوسط درآمدها تو آمريكا بود و واقعاً كارهايي كه هيچ وقت فكرش رو هم نميكردن و امكان نداشت تو ايران انجام بدن ، تو آمريكا كردن و بعضي وقتها كه من بهشون نگاه ميكردم ، ميديدم چه احساس سنگيني روي شونه هاي من هست ، حتي يادمه يه روز مامانم از سر كار اومد خونه ، اون موقع ها ميرفت خونه مردم رو تميز ميكرد !!

مامانم يكي از كارهايي كه اون موقع ميكرد ، ميرفت خونه هاي مردم و راه پله ها و اينا رو تميز ميكرد و قدش هم خيلي كوچيكه ، يادمه يه روز اومد خونه و توي آشپزخونه كه رفت سراغ يخچال ، همينطوري يه هو افتاد رو زمين و شروع كرد به گريه و گفت : خدايا ، نميدونم اين كاري كه كردم ، درست بود يا نه !؟ ولي ديگه دست توئه بقيه اش .

وقتي اينو من ميديدم ، ميگفتم الان كه كاري نميتونم بكنم ، تنها كاري كه ميتونم بكنم ، اينه كه خوب درس بخونم ، برم دانشگاه دكتر بشم و اينا به من افتخار كنن و به همه بگن كه ما اومديم اينجا و كارمون درست شد. ولي ... برگرديم به اون روز .... اون روز وقتي دوستم منو آورد خونه ، داشت از من خداحافظي ميكرد كه يكي از همسايه هامون كه تا روز قبلش ، يه ماشين خيلي كهنه داشت ، وارد آپارتمان شد با يه ماشين خيلي جديد و من چون ماشين نداشتم ، توجه ام رو جلب كرد ، همينطور كه داشتم نگاه ميكردم ، ديدم يه تابلويي روي شيشه پشت ماشينشه و روي اون تابلو نوشته كه :

من تو يه شركتي هستم كه به من اين شانس رو داده كه بتونم پول بسازم و زندگيم عوض بشه و اين هم ماشين نوئه منه ، اگه ميخواهي بدوني كه من تو چه شركتي هستم ، به من زنگ بزن من پيش خودم گفتم : جريان چيه ؟ تو آمريكا ماشين مجاني ميدن ؟ پس چرا من نميدونم ؟! خلاصه وقتي دوستم رفت ، من ديگه به اون خانم زنگ نزدم ، يه راست رفتم دم خونشو در زدم ، هي در زدم ، درو وا نكرد ، هي در زدم .... بالاخره بعد از 3-4 دقيقه در رو باز كرد و با يه اخلاق تندي گفت : چي ميخواهي؟! من گفتم : اين چيزي كه پشت ماشينت زدي ، جريان چيه ؟ گفت : آآآه ه ه ... يه دقيقه واستا ، رفت تو خونه و اومد يه دونه نوار ويدئويي بهم داد و گفت : اينو بايد نگاه كني و بعد من بهت زنگ ميزنم .

ولي قبل از اينكه اونو نگاه كنم ، زنگ زدم به اون دوستم كه اتفاقاً ايراني هم بود و بهش ماجرا رو گفتم كه دوستم كاري كرد كه تو آمريكا بهش ميگن " Dream Stealer " يعني كسي كه آرزوتو ازت ميدزده ... و اون بهم گفت كه : اصلاً اين كار رو نكني ها ! اصلاً نگاه نكن ! مگه تو نميخواهي دكتر بشي ؟! مگه تو ميخواهي بري فروشنده بشي ؟! اصلاً نگاه نكن ! و من به اون ويدئو نگاه نكردم ... ولي اين خانم هي بهم زنگ زد و پيغام گذاشت ، دفعه ، 3 دفعه ، 4 ، 5 .... ديگه منو ديوونه كرد ... گفتم بذار من اين ويدئو رو نگاه كنم ، كه فقط بهش بگم : بابا نميخوام ، نگاه كردم ، اما نميخوام ... يادمه ويدئو رو گذاشتم و نشستم كه ببينم ، داشتم كيك ميخوردم با شير و اصلاً هم توجهي به ويدئو نميكردم ، همينطور كه داشتم كيك و شير ميخوردم ، يه چيزايي شنيدم ، كه مردم داشتن حرف ميزدن ... كه مثلاً " من زندگيم تو اين 2-3 سال اخير عوض شده ، من ... دكتر بودم ، اما ديگه پزشكي نميكنم ، من وكيل بودم ، ديگه وكالت نميكنم ، و من ... مثلاً هيچكاره بودم و الان ميليونر شدم ... " همينطور كه ميگفت ، من توجهم از شير اومد به تلويزيون و همينطور شير داشت از چونه ام ميريخت پائين !!! پيش خودم ميگفتم : چي ميگن اينا ؟! ... اصلاً نمي فهميدم كه منظورشون چيه و من بايد چيكار بكنم ، ولي اون احساسي كه توي دانشگاه چند روز پيش داشتم و از خودم ميپرسيدم كه آيا واقعاً پزشكي مال منه يا مال پدر و مادرمه ؟! و اگه مال منه ، چرا اون احساس " Burning Desire " ... اون احساس خواستن با عشق در من نيست ؟! ... ولي موقعي كه داشتم به اين ويدئو نگاه ميكردم و به حرفهاي مردم گوش ميكردم ، يهو اون احساس عشق رو در خودم كردم ، اين احساس توجه منو جلب كرد ، پيش خودم گفتم : من كه نميدونم اين كار چيه ؟ اما اگه اينا ميتونن بكنن ، شايد من هم بتونم بكنم!

رفتم به اون خانمه گفتم : ببين من نميدونم جريان چيه ، 90 درصدش هم نفهميدم ، ولي ميتونم join كنم ؟ گفت : sure ، حتماً .... خلاصه رفتم sign كردم و اومدم تو كار اولين جلسه معرفي رو هم رفتم و ديدم كم ميفهمم و دفعه دوم يه كوچولو بيشتر فهميدم و ... خلاصه فهميدم كه آره ... اين نتورك ماركتينگه ... و شروع كردم به ياد گرفتن ...

 

 اين مقاله ادامه دارد.... 

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۱۵:۵۶

1-تكنيك  دعوت

هوشمندانه ترين راه براي خريد حتمي مشتري، دعوت از مشتري براي خريد است.

بطور مثال به مشتري بگوييد: "تو كه از اين خوشت اومده چرا امتحانش نميكني؟"

مشتريان در هنگام خريد معمولا از اينكه جنسي را بخرند،مطمن نيستند و به عبارتي شك دارند و تصويري از تجربيات خريدهاي ناموفق قبلي شان هم بياد مي آورند.و در اين حالت سردرگم شده و معمولا ميگويند: نه نياز ندارم،گيج شدم و....

فروشنده حرفه اي كسي است كه هيچ فروشي را بدون دعوت از مشتري، ترك نمي كند.

 

2-تكنيك جايگزيني

هنگامي كه مشتري گزينه هاي زيادي را پسنديده است و در انتخاب بهترين آن ها، مردد است شما با پرسيدن جمله " از كدوم محصول بيشتر خوشت اومده؟" ذهن مشتري را از حالت تشويش خارج كنيد.

چرا كه هركدام از ما هنگامي كه چند مورد مختلف داشته باشيم، دچار سردرگمي مي شويم.

اگر مشتريان تنها يك گزينه براي انتخاب داشته باشند،فروشندگان حرفه اي محصولات جديد ديگر را هم معرفي مي كنند و  سعي در فروش بيشتر دارند.

اگر خريدار مي گويد :

-گران است!

+تخفيف مي دهم!

-پول به اندازه كافي ندارم!

+قسط بندي مي كنيم.

 

3-تكنيك مراقبت

مشتري بايد اين احساس را داشته باشد كه فروشنده مانند يك مشاور خوب است و او را به درستي راهنمايي مي كند.

فروشندگان حرفه اي در همه مراحل خريد در كنار مشتري هستند و او را بدرستي راهنمايي مي كنند.اين حس براي مشتري بسيار خوشايند است .

مشتريان در هنگام خريد حتي در آخرين مرحله خريد هم دچار ترديد هستند،فروشنده حرفه اي با دادن با دادن اطمينان و اينكه مراقب همه چيز است، خيال مشتري را راحت مي كند. در اين هنگام فروشنده گام بزرگي براي نهايي كردن خريد برداشته است.

4-تكنيك ثانويه

يكي از تكنيك هاي موثر فروش در بازاريابي، تكنيك ثانويه است.اگر مشتري شما خريدار ماشين است، بجاي تمركز بر روي فروش ماشين،بر روي يك بحث ثانويه مثلا "رنگش چطوره؟ " يا "رنگ مورد علاقتون چي؟" تمركز كنيد. شما با اين كار فروش ماشين را به سمت نهايي شدن سوق مي دهيد.

 

5-تكنيك اجازه

همه ما دوست داريم كه از ما اجازه گرفته شود پس بجاي مجبور كردن افراد براي خريد ،طوري با آن ها صحبت كنيد كه در شرايط خريد قرار بگيرند مثلا بگوييد :"اجازه ميدين در انتخاب كمكتون كنم؟" او هم با تصميم گيري و اينكه به شما بله يا خير بگويد، به سوال شما پاسخ مي دهد.


نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۱۰:۰۰:۰۰

بعد از اينكه اهميت فروش شخصي به صورت مداوم را بررسي كرديم بايد ببينيم بازار هدف شما چه كساني هستند.

بازار هدف افراد شامل سه دسته مي شود.دسته اول را افرادي مثل والدين،خواهر و برادرو بستگان نزديك(عمو،عمه،دايي،خاله) تشكيل مي دهند كه قطعا اصلي ترين افراد در ليست مشتريان شما هستند.به افراد اين دسته بازار داغ مي گويند.

دسته دوم افرادي هستند كه شما آن ها را مي شناسيد كه شامل دوستان و اقوام شما مي شوند.اين افراد در اولويت بعدي شما براي فروش مي باشند كه در دسته بازار گرم قرار مي گيرند.

دسته سوم كه بازار سرد نام دارد هم افرادي هستند كه شما با آن ها آشنايي نداريد.اين افراد 2 ويژگي دارند ويژگي مثبت و منفي! قسمت منفي آن اين است كه آن ها شما را نميشناسند و نميتوانند بطور كامل برحرف هاي شما اعتماد كنند و قسمت مثبت آن اين است كه تعداد اين افراد و مكان هايي كه اين افراد در آن جا حضور دارند،بسيار زياد است.شما از طريق ايجاد غرفه در خيريه ها،بازارچه ها،ايستگاه هاي مترو ،باشگاه ها و بسياري روش هاي ديگر مي توانيد با آن ها ارتباط برقرار كنيد و محصولات خود را به آن ها توضيح دهيد.

حال با شناخت بازار هدف،شما مي توانيد به كمك حاميان خود اسم تعدادي از افرادي كه در اين دسته ها قرار دارند و محصولات شما مي تواند بر آن ها مفيد باشد را،يادداشت كنيد و توضيحات مورد نياز و ضروري را به آن ها بدهيد.

در رابطه با بازار سرد اين نكته را مورد توجه داشته باشيد، كه بسياري از افرادي كه در بازار سرد شما قرار دارند، خود در ليست بازار گرم بازار داغ يا گرم شما قرار مي گيرند ! . به عنوان مثال يكي از دوستان نسبتاً دور شما كه در بازار گرم شما قرار دارد، در شركتي مشغول به كار هستند، كه آن همه روزه به دليل تعداد بالاي كارمنداني كه دارند، مصرف زيادي از محصولات شما دارند.

بهترين مدل بازارهاي سرد براي شما اينگونه موارد مي باشند، در واقع شما به واسطه يكي از آشنايانتان، به مديريت اصلي و يا مامور خريد آن شركت متصل مي شويد، و مي توانيد سفارش هاي زيادي را از ايشان دريافت نماييد

شش اقدام اساسي براي فروش :

1-با تمام محصولات خود بطور كامل آشنا شويد و از تجربه هاي هم تيمي هاي خود استفاده كنيد.

2-خودمان مصرف كننده محصولات باشيم.(داشتن عرق نسبت به محصولاتمان و تجربه استفاده از آن ها مي تواند حس خوب و تاثيرگذاري روي مشتري ايجاد كند.)

3-داشتن ليست مشتريان احتمالي (اين موضوع شامل افرادي كه دربازار داغ،گرم و سرد شما هستند،مي شود.نتيجه اين كار هدف گذاري دقيق و جديتان بر روي فروش ماهيانه تان مي باشد.)

4-هدف گذاري روي ميزان فروش

  •  (يكي از مهم ترين اقدامات در بازاريابي، تعيين اهداف قابل اندازه گيري و مناسب است (كه بر مبناي ليست مشتريان احتمالي بايد به صورت دقيق، خرد، واقع بينانه و مكتوب باشد)، اين ليست اهداف منجر به تلاش بيشتر شما، سنجش كميت و كيفيت عملكرد شما مي گردد) 

5-ايجاد سرمايه در گردش براي خودتان

 (اين مورد صرفاً يك پيشنهاد است: بعد از اينكه خودتان به شكل دقيق ليست مشتريان احتمالي تان را بررسي نموديد ( به صورت واقع بينانه و غير خوش بينانه ) به مبلغي دست پيدا مي كنيد كه پيشبيني فروش شما در يك ماه آينده خواهد بود، در اينجا به شما پيشنهاد مي كنيم كه در ماه اول در حدود ۵۰ % رقم پيشبيني خود را به عنوان سرمايه در گردش خود ثبت سفارش نماييد، چرا كه شايد به دليل اينكه شما ماه اول كاريتان را پشت سر مي گذاريد، تحليل خيلي دقيقي از مشتريان خود و ميزان فروش احتمالي تان در طول يك ماه آينده نداشته باشيد)

 

نكتهصرفاً ۴ نياز و دليل مي تواند براي يك بازارياب سبك هاي وجود داشته باشد كه محصولي را ثبت سفارش نمايد:

اولمصرف شخصي خودتان (كه هم نيازهاي شخصي شما را پاسخگو خواهد بود و هم منجر به ايجاد احساس و باور نسبت به محصولاتي كه مي خواهيد آنها را بفروشيد خواهد شد.)

دوم : مصرف و نياز خانواده (علاوه بر محصولات ويژه و تخصصي، بسياري از محصولات ما در سبد خريد هفتگي و يا ماهانه همه خانواده ما قرار دارند)

سوم : نمونه محصولاتي جهت ارائه دادن و تست كردن مشتريان ( كه اين امر به افزايش حجم و سرعت فروش شما كمك مي كند)

چهارم : محصولاتي كه به ميزان سرمايه در گردشتان، براي فروش به بازار داغ، گرم و سرد خريداري مي نماييد، كه ميزان آن نهايتاً به ميزان تحليل و پيشبينيخودتان( بدون اجبار تيمي كه حامي شما هستند) براي فروش در يك ماه آينده مي باشد.

6-اختصاص زمان فروش(شما حداقل به مدت 7 ساعت در هفته،بايد به اين كار اختصاص دهيد تا بتوانيد فروش خوب داشته باشيد و به مرور فروشنده اي حرفه اي شويد.

 

يكي از بزرگان فروش مي گويد: نهايت زمان بي كاري براي امثال من ۵ دقيقه مي باشد، چرا كه همه بيزينس هاي جهان افرادي كه فروشنده ماهري باشند را مي خواهند .

در سايت ATAMLM.IR همراه ما باشيد.
نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۵۶:۳۷

فروش چيست ؟

در نگاهي كلي، فروش كاري است كه اكثر ما همه روزه به آن مشغول هستيم، يك معلم علم خود را مي فروشد، يك پزشك تخصص خود را مي فروشد و يك كارگر توان جسماني خود را مي فروشد، پس درواقع فروش امري است رايج و از طرفي كاملاً حياتي در زندگي ما انسان ها، كه در يك تعريف ساده مي توان اينگونه آنرا بيان كرد: فروش فرايند كمك كردن به يك شخص مي باشد براي گرفتن اين تصميم كه، آيا كالا يا خدمات شما براي ايشان، ارزش بيشتري نسبت به مبلغي كه به او اعلام مي كنيد دارد يا خير؟

چرا فروش؟

بي شك براي انجام هر كاري در ابتدا بايد براي خود دلايلي داشته باشيم، تا بتوانيم آن كار را جدي بگيريم، از اينرو و در راستاي اينكه در صنعت بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) ، بحث فروش شخصي، از اهميت بسيار بالايي برخوردار است ولي خيلي از افراد اهميت اين امر را درك نكرده، و صرفاً زمان و نيروي خود را معطوف به جذب نيروي كاري جديد براي تيم خود مي كنند.

دلايل وجود اين اهميت را با هم بررسي مي كنيم :

در شركت شما در مقابل هر فروشي كه شخص شما انجام دهيد مي توانيد درصدي پورسانت دريافت نماييد. با اندكي تحقيق خواهيد يافت كه دريافت چنين درصدي سود بر روي فروش كالا معمولاً تنها در شرايطي ميسر مي باشد كه فردي سرمايه قابل توجهي را براي تهيه كالا در جريان بيزينس اش قرار داده باشد، يعني در ابتدا چندده و يا چندصد ميليون تومان خريد عمده انجام داده باشد و بعد آن را به صورت خرد به فروش برساند. در غير اين صورت و در شرايطي كه فرد قرار نباشد خواب سرمايه زيادي داشته باشد و صرفاً پورسانت بازاريابي دريافت كند درصد متعارف در حدود ۱% تا ۵% مي باشد.

اكنون اين موضوع را مورد بررسي قرار دهيد:

با توجه به اينكه در صنعت بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) در ماه هاي آغازين كار هنوز تعداد افراد تيم فروش شما خيلي زياد نشده، در نتيجه اهرم كسب درآمد از تيم فروش براي شما چندان رقم بالايي نيست، اختصاص دادن قسمتي از زمان شما بر امر فروش شخصي وسرمايه گذاري ذهني بر روي پورسانت خرده فروشي و در نتيجه كسب درآمد از اين طريق در ماه هاي اوليه مي تواند انتخاب هوشمندانه اي باشد.

تقريباً تمامي كارشناسان مهار تهاي زندگي، و نيز كارشناسان صنعت بازاريابي و فروش، بر اين عقيده هستند كه فعاليت مداوم در حوزه فروش و بازاريابي توانايي و مهارت هاي فردي انسان ها را بسيار افزايش مي دهد، اين موضوع در شرايطي مي باشد كه در عصر كنوني و در دوره اي كه بحران اقتصادي در جهان حاكم مي باشد، اگر فردي، چه آقا، چه خانم، چه تحصيل كرده و چه غير تحصيل كرده، در امرفروش و بازاريابي توانا باشد، اكثر صنايع و شركت هاي حتي بزرگ دنيا به ايشان نيازمند مي باشند، اين يك حقيقت است كه اگر شما در اين زمينه كسب تجربه نماييد و رشد كنيد، در هيچ زمان و مكاني براي كسب درآمد و داشتن شغل مناسب مسئله اي نخواهيد داشت!

از شما سوالي مي پرسيم، فرض كنيد هم اينك شما در شغلي مشغول باشيد و مثلاً دو ميليون تومان درآمد داشته باشيد، اگر به شما بگوييم در صورتي كه شما زمان و انرژي بيشتري بر روي كارتان بگذاريد درآمد شما ۸ ميليون تومان افزايش پيدا مي كند( يعني پنج برابر افزايش درآمد )، در اين شرايط شما حاضر هستيد روزي چند ساعت بيشتر كار كنيد ؟ شايد روزي ۳ ساعت، ۴ ساعت و يا حتي بيشتر، اكنون به شما مي گوييم كه اين امر در شغل بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) امكان پذير است، آن هم نه با اين شرط كه از اين به بعد هر روز ۴ ساعت بيشتر كار كنيد، تنها در صورتي كه در دو سه ماه اول كارتان به طور متوسط هفته اي ۷ ساعت وقت بر روي فروش شخصي خود بگذاريد در نتيجه فروش شخصي خود را بالا ببريد. 

نتيجه اين كار ايجاد يك فرهنگ در تيم فروش شما مي باشد !

  اين يك قانون و واقعيت در صنعت بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) مي باشد كه تيم فروشي كه شما تشكيل مي دهيد، كاملاً از اعمال شما الگوبرداري مي نمايند، يعني همان مقدار كه شما به فروش شخصي اهميت بدهيد، آنها نيز به فروش خود و تيمشان اهميت خواهند داد، بي شك اگر دوستان شما ببينند كه شما هر ماه رقم هاي كمي فروش شخصي انجام مي دهيد، در اين رابطه از شما تاثيرپذير نخواهند بود و بلعكس اگر فروش شخصي شما بالا باشد، بسياري از موانع ذهني آنها را برداشته و حتي مي توانيد با ايشان بر روي ركورد فروش ماهيانه تان رقابت كنيد و در نتيجه ايشان را تشويق به فعاليت بيشتر در امر فروش بنماييد.

توجه داشته باشيد كه در اين كار افراد شبكه وار به هم متصل هستند و قرار است به صورت اهرمي از فعاليت آنها شما نيز بهره مند شويد، ولي اين را فراموش نكنيد كه شما از تعداد افراد تيمتان كسب درآمد نمي كنيد، بلكه صرفاً از حجم فروششان درآمد به دست مي آوريد، پس براي اينكه اين ساختمان و تيم فروش محكم و قوي بالا برود امروز كه آنرا پي ريزي مي نماييد زمان اين است كه توجه داشته باشيد شما در تيمتان شبيه سازي مي شويد،

دوست داريد افراد تيم شما ماهيانه چقدر فعاليت انجام دهند؟ امروز تصميم بگيريد كه همانقدر فعال باشيد.

  مثالي براي مقايسه موضوع بالا : اگر شما در طول يك ماه كاري به عنوان مثال ۲۰۰ هزار تومان فروش شخصي داشته باشيد زماني كه تيم شما به ۱۰۰۰ نفر مي رسد( مثلاً يك سال ديگر ) فروش تيم شما ۲۰۰ ميليون تومان مي باشد، و با فرض كسب ميانگين ۴% پورسانت از فروش تيمتان، درآمد شما در آن ماه ۸ ميليون تومان مي باشد، حال فرض كنيد كه امروز سعي مي كنيد خودتان مثلاً ۲ ميليون تومان فروش انجام دهيد و فرهنگ جدي گرفتن فروش شخصي را در تيمتان متولد مي كنيد در اين صورت تيم شما بعد از طي زمان مورد مثال ما، به طور متوسط ماهيانه ۲ ميليارد تومان فروش انجام مي دهد، در نتيجه درآمد شما درآن ماه به ۸۰ ميليون تومان مي رسد، يعني ماهيانه ۷۲ ميليون تومان درآمد بيشتر. تازه اين اختلاف درآمد تا پايان يك سال مي باشد، بعد از دو سال، سه سال، چهار سال و بيشتر از آن چقدر براي شما تفاوت ايجاد مي شود؟! بدون شك اين همه تفاوت ارزش اين را دارد كه امروز، و در شروع تشكيل تيم خود حداقل هفت هاي ۷ ساعت به امر فروش شخصي تان اختصاص دهيد …

آنچه كه انجام مي دهيد خيلي بلندتر از آنچه كه فرياد مي زنيد شنيده مي شود

 

اين مقاله ادامه دارد...

 

در سايت ATAMLM.IR همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۲۹:۳۴

اولين حركتي كه براي قانوني كردن بازاريابي شبكه اي در كشور خودمان صورت گرفت از سوي مجلس شوراي اسلامي و در رأس آن حميدرضا كاتوزيان نمايندۀ مردم تهران بود . اين قانون در واقع با تغيير كليات قانون سال 1369 با عنوان كليات الحاق يك بند و يك تبصره به مادۀ يك قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادي كشور و اصلاح تبصرۀ يك مادۀ دو آن با 160 رأي موافق از 230 نماينده تصويب شد. كه بعد از آن از سوي مجلس خبرگان داراي ابهام شناخته شد و باعث شد تا نمايندگان مجلس كه اين قانون را بيشتر براي جلوگيري از طرح هاي هرمي وضع نموده بودند موضوع را بيشتر مورد بررسي قرار دهند و قانوني مدون تر را ارائه نمايند. از ديگاه برخي فعاليت هاي مجلس شوراي اسلامي براي نظام مند كردن بازاريابي چند سطحي با برخي نگرش هاي سياسي و اقتصادي همراه بوده است. شركت در طرح هاي هرمي جرم محسوب مي شود و جريمۀ آن در ايران حبس ازشش ماه تا سه سال است و مرتكب چنين جرمي علاوه بر رد مال به جزاي نقدي به دو برابر اموالي كه بدست آورده محكوم مي شود.
در اين برنامه كه در اخبار ساعت يازده شب از شبكه خبر پخش شد درباره شبكه هاي بازاريابي و فروش سالم و ناسالم انتقاد و مقايسه انجام شد. و آقايان رسول زاده، دانشيار و سليماني به تعريف نتورك سالم و ناسالم و انتقاد از نتوركهاي خارجي پرداختند.



مهندس دانشيار(رييس كميسيون انرژي مجلس): در شركت گلد كوئست كه يك شركتي است كه در واقع كالا و خدمات گسترده اي را جابه جا نمي كند اعضايي را انتخاب مي كند و آن اعضا چند نفر عضو ديگر را پيدا مي كنند و پولي را كه از آن اعضا مي گيرند همه را به آن شركت اصلي مي دهند و يك درصدي را هم شركت به آنها بر مي گرداند و در واقع در اين كار يك نوع عضوگيري و پول گرفتن از پايين هرم است براي سود بردن آن بالاي هرمي ها. در واقع در اينجا هيچ كالايي جابه جا نمي شود و يا اگر كالا و خدماتي جابه جا مي شود خيلي سوري و براي عوام فريبي است لذا آن "گلدكوئست خلاف قانون است." و قانوني هم كه مجلس تصويب كرده است شبكه هاي تجارت الكترونيك كه فقط عضو مي گيرند و پول هاي عظيم جابه جا مي كنند را خلاف دانسته، هم خلاف شرع و هم خلاف قانون. اما شبكه هاي تجارت الكترونيكي كه عضو مي گيرد براي اينكه كالا جابه جا كند و يا خدماتي جابه جا كند، خلاف قانون نيست، قانوني است و بايد توسعه پيدا كند.



دكتر رسولزاده(كارشناس اقتصاد): قانوني كه در مجلس مصوب شد و در شوراي نگهبان رفت و به دليل داشتن ابهام برگشت خورد در مرحله اول كالا و خدمت را هم در بر مي گرفت و خوشبختانه شوراي نگهبان با هوشمندي خاصي اين قانون رو درش ابهام ايجاد كرد و مجددا برگشت به مجلس. در قانون جديد كالا و خدمت از آن حذف شد يعني اگر شركتي و يا شركتهايي بتوانند كالا و خدمت واقعي را ارائه بدهند كه داراي سه مولقه اصلي يعني انتظار رو براي مشتري و ارزش و سود را براي مشتري ايجاد كند اينها شامل اين قانون نيستند يعني اگر شركتي كالا و خدمت واقعي را ارائه مي دهد و قيمت آن همسان و يا حتي كمتر از قيمت بازار هست و مي تواند از طريق تجارت الكترونيك اين كالا و خدمت را ارائه بدهد شامل اين قانون نيست و مي تواند به عنوان يك فرصت براي كشور مطرح بشود و علاوه بر اين براي مقابله با تهاجم عظيم فرهنگي و اقتصادي و سياسي و امنيتي كه از طريق شركتهاي خارجي در داخل ايران اعمال مي شود، يكي از بهترين راهكارها اين است كه ما بياييم شركتهاي قدرتمند ايراني را كه قابليت بومي كردن تكنولوژي و دانش مديريتي كلان دنيا رو را دارند را در كشور احيا بكنيم و از آنها حمايت بكنيم.


دلايل شوراي نگهبان براي تأييد مصوبه مجلس چيست؟ چرا شوراي نگهبان ابتدا اين مصوبه را رد كرد و سپس تأييد كرد؟
دليل شوراي نگهبان براي تأييد مصوبه ياد شده‌، صرفاً عدم مغايرت آن با موازين شرع و قانون اساسي بوده است؛ چرا كه وظيفه اصلي شوراي نگهبان به موجب اصل نود و ‌يكم قانون اساسي «پاسداري از احكام اسلام و قانون اساسي از نظر عدم مغايرت مصوبات مجلس شوراي اسلامي با آنها» است.
دليل مخالفت شوراي نگهبان در مصوبه اول مجلس نيز وجود ابهام در بند (ز) ماده واحده بود. اين بند، «هرگونه تأسيس، قبول نمايندگي، عضوگيري و ثبت‌نام در بنگاه، مؤسسه، گروه يا فهرست اسامي با وعده كسب درآمد ناشي از افزايش اعضا به صورت شبكه‌اي، خواه از طريق عرضه كالا يا خدمات يا اجبار به خريد كالا يا دريافت حق عضويت يا شيوه‌هاي مشابه ديگر خواه از طريق جلب مشتريان به عنوان بازارياب يا به هر عنوان ديگر با وعده دريافت كالا يا خدمات رايگان يا به قيمتي كمتر از قيمت واقعي يا دادن درصد (پورسانت) يا توزيع جايزه» را به عنوان معاملات باطل تلقي كرده و جرم دانسته بود.
به نظر شوراي نگهبان، از آنجا كه احتمال شمول حكم بند (ز) به معاملات صحيح شرعي و قانوني نيز وجود داشت، اين بند مبهم بوده و بايد از آن رفع ابهام مي‌شد. پس از رفع ابهام و اصلاح اين بند (همانگونه كه در پاسخ به پرسش دوم آمد)، مصوبه مذكور مورد تأييد شوراي نگهبان قرار گرفت.
آيا اين ممنوعيت فعاليت شامل همه شركت‌هاي هرمي است؟ به عبارت ديگر آيا طبق اين قانون، اساساً تجارت الكترونيكي در ايران ممنوع شده؟ يا نه نظام از تجارت الكترونيكي حمايت مي‌كند؟
با توجه به مصوبه مجلس، ممنوعيت فعاليت تنها شامل مؤسسات و شركت‌هايي است كه ويژگي مذكور در بند (ز) ماده(1) مصوبه را داشته باشند. بر اين اساس، تجارت الكترونيك در چارچوب قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران ( به خصوص قانون تجارت) نه تنها هيچ منع قانوني ندارد، بلكه از آن حمايت نيز مي‌شود.
پس طبق اين مصوبه مجلس كه مورد تائيد شوراي محترم نگهبان نيز ميباشد هر نوع فعاليتي كه شامل بند ز اين قانون نباشد صحيح و مورد تائيد است

لازم به ذكر است بنا به درخواست ديوان عدالت اداري طي نامه شماره 200/130212/210/9000 در جلسه 19آبان 1395 شوراي نگهبان ، دستورالعمل تاسيس و فعاليت و نظارت بر بازاريابي شبكه اي مورد بررسي قرار گرفت و راي به عدم مغايرت با موازين شرعي داده شد.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

Photo

نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۲۶:۱۸

خيلي از نتوركرها در انجام امر فروش ماهانه ناموفق در بازاريابي شبكه اي عمل مي كنند كه در ادامه به ۸ اشتباه مرگبار در امر فروش اشاره مي كنم كه عبارتند از

۱: اينكه تصور مي كنيد كه مي دانيد مشتري، دقيقاً چه چيزي مي خواهد و با عجله و اشتياق فراوان مي خواهيد فروش را انجام دهيد. اين يكي از رايج ترين و عمومي ترين اشتباهات بازاريابان شبكه اي است! به محض اينكه مشتري، كوچكترين عكس العمل مثبتي از خود نشان مي دهد، بازارياب شبكه اي تصور مي كند كه مشتري، شيفته محصول پيشنهادي او شده است.

اينجاست كه بازارياب شبكه اي، فوراً شروع مي كند به مقايسه محصول خودش با رقبا و توقع دارد مشتري سريع آنرا بخرد! آنهم وقتي كه هنوز هيچ كاوشي درمورد اينكه نگراني هاي واقعي مشتري احتمالي، چه چيزهايي هستند انجام داده باشد! قبل از هر فروشي مي بايست بفهميد كه مشتري، خودش از بزرگترين و اصلي ترين نياز خود، چه درك و برداشتي دارد. اين مسئله، بنياد و شالوده اصلي فروش در حرفه بازاريابي شبكه اي به حساب مي آيد. هميشه ليست مشتريان خود را در حفه بازاريابي شبكه اي در حال افزايش قرار دهيد تا بتوانيد سهم بيشتري از بازار را نصيب خود كنيد .

۲: شكست شما در نشان دادن اينكه صادقانه، مشتاق حل مشكلات مشتري هستيد. قبل از اينكه يك جلسه ملاقات با مشتري را شروع كنيد، مي بايست ابتدا بفهميد كه مشتري شما چرا به محصولتان نياز دارد. بهتر است در كارگاه اي فروش هفتگي اين امر را با بالاسرهاي خود در ميان بذاريد و ليست فروش خود را مانند ليست دعوت آناليز كنيد . به علاوه اينكه قبل از رفتن به اصل مطلب با يك گفتگوي كوچك، با مشتري خود گرم بگيريد !

اينكار را مي توانيد با پرسيدن سؤالات هدفدار و سپس با دقت گوش دادن به پاسخ هاي مشتري انجام دهيد. موضوع اينگونه صحبت هاي ابتدايي مي بايست حول موضوعات مورد علاقه مشتري شما باشد. مثلاً اينكه در بدو ورود متوجه يك كتابخانه بزرگ در دفتر كار مشتري شده ايد كه پُر است از كتاب هايي با موضوعات ديني و فلسفي… اينجاست كه يك بازارياب شبكه اي باهوش، متوجه مي شود كه بهترين موضوع براي آغاز صحبت (گرم كردن مشتري)، كتب فلسفي و مباحثي از اين دست خواهد بود. قطعاً شما نمي خواهيد كه مشتري، شما را با يك فروشنده كه فقط در فكر رسيدن به كارمزد فروش خود مي باشد، اشتباه بگيرد. به جاي آن، مشتري بايد احساس كند كه شما در واقع به دنبال رفع مشكلات او از طريق ارائه بهترين راه حل هاي ممكن هستيد.

هرگز به مشتري نگوييد: «من مي دانم كه شما به اين محصول نيازمند هستيد زيرا…» اين تشريك مساعي نيست! اين در واقع تحميل كردن ديدگاه و نظر شخصي خودتان به مشتري است. به جاي آن مي بايست در جايگاهي قرار بگيريد كه بگوييد: «شما گفتيد كه براي تان بسيار مهم است كه بتونيد راه حلي پيدا كنيد كه با هزينه كمتر در شروع فصل سرما از خود و خانواده اتان در بروز بيماري هاي شايع مثل سرماخوردگي محافظت كنيد ؟ بعد از تاييد مشتري ادامه دهيد ، پيشنهاد مي كنم از (نام محصول) شركت ما استفاده كنيد كه مي تواند و به شما كمك مي كند تا به اين هدف تان دست يابيد». واقعيت اين است كه شما بايد زماني را صرف بنا نهادن سطحي از اعتماد ميان خود و مشتري نماييد. بدانيد كه وقت براي فروش و قطعي كردن بسيار خواهد بود، اما در مقابل، فرصت كوتاهي براي اعتمادسازي در اختيار داريد.

۳: گيج كردن مشتري با اصطلاحات و واژگان تخصصي بازاريابي شبكه اي. اغلب بازاريابان شبكه اي از همان زمان آغاز به كارشان، عادت كرده اند كه با زبان تخصصي نتورك ماركتينگ (بازاريابي شبكه اي) با مشتريان شان صحبت كنند. مشترياني كه هيچ سرنخي از اينكه شما داريد درباره چه چيزي صحبت مي كنيد ندارند! بايد اين نكته مهم را بدانيد كه بين فوايد يك محصول خاص و ويژگي هاي آن ، از زمين تا آسمان، فرق وجود دارد. اغلب بازاريابان شبكه اي به اشتباه، فقط ويژگي هاي محصول پيشنهادي شان را براي مشتري بازگو مي كنند، بدون آنكه كوچكترين اشاره اي به فوايد حاصل از آن ويژگي ها براي مشتري نمايند!

۴: شكست خوردن در آشكار كردن ابهامات و ايرادات مشتري قبل از آنكه ديگر خيلي دير شود. اين طبيعي است كه هر نتوركر و فروشنده اي تمايل دارد تا از كنار ابهامات و سؤالات ذهني مشتري رد شود. اما لازم است تا در اولين فرصت ممكن، مشكلات ذهني و ابهامات مشتري را كشف كنيد و فوراً به آنها پاسخ دهيد. در غير اين صورت، تمام حواس مشتري به سمت آن مشكل و ابهام ذهني معطوف شده و مانع از آن مي شود كه پيام اصلي شما به او برسد. بعداً در زماني كه مي خواهيد فروش را قطعي كنيد، پاهاي تان در گِل فرو خواهند رفت! شما مي بايست لشكري از ايرادات، ابهامات و سؤالات ذهني مشتري را تبديل به متحد خود كنيد و از آنها به نفع خودتان بهره ببريد! قطعاً اگر بتوانيد ايرادات و ابهامات ذهني مشتري را بيرون بكشيد، مي توانيد به آنها پاسخ دهيد و دوستانه و صادقانه بر اين مشكلات، ايرادات و ابهامات، غلبه كنيد.

۵: گير افتادن در گوشه رينگ با گفتن جمله: «بله! اما اگر…» هنگامي كه مشتري، ايراد يا ابهامي را مطرح مي كند و شما در پاسخ مي گوييد: «بله! اما يا اگر يا ولي شما…»، سبب مي شود تا مشتري تصور كند كه شما درواقع به حرف هاي او گوش نداده ايد و تصور مي كند كه در نظر شما، نگراني هاي او، ارزش وقت گذاشتن و بحث كردن را ندارند! به طور مثال مشتري اين را مطرح مي كند: «اين محصول چيز خوبي است؛ اما ميزان درآمد من بسيار پايين است و توانِ پرداخت چنين پولي بابت اين محصول كه شما گفتيد را ندارم».

حال اگر يك نتوركر آماتور در مقابل آن مشتري باشد خواهد گفت: «بله! اما اگر شما اين محصول را تهيه كنيد باعث خواهد شد تا ( يكي از مشخصات محصول ذكر مي كند ) شويد». واكنش صحيح درمقابل ايرادات و ابهامات مطرح شده از سوي مشتري اين است: «بله! من تمامي صحبت هاي شما را شنيدم. خيلي جالب است كه تعداد خيلي زيادي از مشتريان فعلي من، زماني كه مي خواستند اين محصول را خريداري كنند، دقيقاً مسئله شما را مطرح مي كردند. اما بعد از اينكه من راه برطرف شدن اين نگراني را به آنها نشان دادم، تمام مشكلات شان حل شد و در حال حاضر، جزو بهترين مصرف كنندگان ما هستند و تمام محصول هاي شان را از ما تأمين مي كنند».

در اين حالت، مشتري از حالت تدافعي خود خارج شده و شما نيز در گوشه رينگ، گير نمي اُفتيد! هنگامي كه شروع به بحث با مشتري و ارائه استدلال هاي مختلف مي كنيد، بدانيد كه حتي اگر بتوانيد محصول اي را به او بفروشيد، باز هم شما بازنده خواهيد بود! زيرا موفقيت در شغل بازاريابي شبكه اي ،۱۰۰% به تكرار فروش در بلندمدّت است و چنين مشتري قطعاً در نوبت هاي بعدي از شما خريد نخواهد كرد. همواره تعجبم از كساني است كه امروزه نيز همانند دهه هاي پيش فكر مي كنند و بر اين باورند كه يك بازارياب شبكه اي خوب، كسي است كه بتواند به يك اسكيمو، يخچال بفروشد!

در حالي كه اين كار، امروزه بيشتر شبيه كلاهبرداري است تا يك هنر! اگر آن فروشنده بتواند يخچال دوم را هم به همان اسكيمو بفروشد، بايد گفت كه هنرمند است. درحالي كه همه ما مي دانيم كه اگر چشم آن اسكيمو به آن فروشنده بيفتد، قطعاً او را زنده نخواهد گذاشت!!! بارها ديده ام كه در برخي از سازمانهايي كه توسط افرادي با نيت سو استفاده كردن شكل گرفته است ، افراد تازه وارد را در ماه اول خود به انجام خريد هاي بالاي ۲۰۰ هزار تومان يا خارج از عرف مصرف محصولات وا داشتند كه اين مخرب ترين حالت شكل دادن سازمان است كه خود باعث از بين رفتن اعتماد به حرفه بازاريابي شبكه اي در ذهن اقشار جامعه در بلند مدت مي شود .

۶: آماده نبودن نتوركر و عدم اطلاعات كافي درباره محصول. تقريبا %۹۰ از نتوركرها ، به هيچ عنوان خود را براي اولين جلسه ملاقات با مشتري، آماده و مهيا نمي كنند. آنها هيچ بروشور يا كاتالوگي با خود ندارند. هيچ محصولي كه متناسب با نياز مشتري باشد نيز ندارند. بدتر از آن اينكه در مورد مزاياي محصول خود هيچي نمي دانند و نمي توانند توضيحات كاملي را به مشتري خود اعلام كنند. بدون داشتن اين اطلاعات و ابزار، شما هرگز نخواهيد توانست فروش هاي خود را قطعي نماييد. در سيمناري كه براي حدود ۶۰ تا از اعضاي يكي از شركت هاي فعال در زمينه بازاريابي شبكه اي برگزار كردم وقتي از حاضرين پرسيدم : چند تا از شما دوستان محصولاتي كه الان خريديد را كاملا مي شناسيد ؟ تنها يك تن دست بلند كرد . مهمترين ضعف در فروش عدم شناخت محصول توسط بازارياب شبكه اي است .

۷: تلاش براي فروش چندين نوع محصول در همان جلسه اول ملاقات. هنگامي كه اولين جلسه ملاقات با مشتري به خوبي پيش مي رود و مشتري بدون هيچ مشكلي، راضي به خريد محصول پيشنهادي شما مي شود، اين وسوسه در شما ايجاد مي شود كه شروع كنيد به تلاش جهت فروش ساير انواع محصول در اين يك زمينه، به هيچ عنوان نبايد حريص و طماع باشيد. در صورتي كه نتوانيد بر اين وسوسه خود، فائق آييد مشتري را گيج و سردرگم كرده و حتي همان محصول اوليه را نيز نخواهيد فروخت!

يادتان باشد كه تحقيقات روانشناسي، بارها اثبات كرده كه وقتي ذهن انسان در مقابل چندين گزينه مختلف، جهت انتخاب قرار مي گيرد، به دليل گيج و سردرگم شدن، به جاي انتخاب كردن يكي از آنها، همه آنها را رد مي كند! راه درست اين است كه در جلسه اول، فقط به فروش محصول پيشنهادي تان بچسبيد. سپس در زماني كه مي خواهيد سند محصول را جهت امضاي نهايي نزد مشتري ببريد، مي توانيد سر صحبت را راجع به يكي ديگر از انواع محصول باز كنيد. مُزد صبور بودن شما اين است كه در پايان، مي بينيد كه بيشترين سود ممكن را از كيف پول مشتري به سوي جيب تان سرازير كرده ايد و توانستيد يكي از سازمان هاي موفق در بازاريابي شبكه اي را بسازيد.

۸: استفاده از تاكتيك هاي ايجاد نگراني در مشتري. برخي از مدرسين فروش محصول به شما توصيه مي كنند كه از تاكتيك هاي ترساننده و نگران كننده در صحبت با مشتري استفاده كنيد. خود من هم در ابتدا تصور مي كردم كه اين تاكتيك، در همه موارد و شرايط، ثمربخش است! زيرا با مطرح كردن چنين جملاتي، مشتري تمايل و توانايي گوش دادن به ادامه صحبت هاي شما را از دست مي دهد و شوك حاصل از طرحِ اينگونه جملات نگران كننده، حتي موجب از دست رفتن كامل فروش شما خواهد شد.

يك بار كه اين بُمب شوك آور را روي سر مشتري مي اندازيد، ديگر خيلي سخت خواهد بود كه بتوانيد او را متقاعد كنيد تا به ادامه حرف هاي تان گوش كند! البته درست است كه تاكتيك ايجاد ترس و نگراني يكي از راهكارهاي قديمي در فروش محسوب مي شود و برخي مواقع ممكن است نتيجه بخش هم باشد، اما آيا واقعاً اين آن راهي است كه براي موفقيت در فروش محصول در بازاريابي شبكه اي، به دنبال آن هستيد؟! آيا فكر مي كنيد اين مشتري، شما را به دوستان و آشنايان خودش معرفي خواهد كرد؟ آن هم زماني كه چنين شوك بزرگي را به او وارد آورده ايد؟ آيا فكر نمي كنيد كه با ايجاد ترس از بازاريابي شبكه اي زده شود ؟  


نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۲۰:۲۶

۱) همه چيز به خودم بستگي دارد :

 شايد در اين تجارت مهم ترين اصل اين نكته است كه هر چيزي كه در تيم شما رخ مي دهد به شما بر مي گردد. اگر از اتفاقي در تيم خود راضي نيستيد، فكر كنيد در گذشته، چه زماني آن اتفاق براي خود شما افتاده، مطمئن باشيد باعث و باني همه چيز خود شما هستيد. همه چيز از شما شروع مي شود .

 اگر يك ليدر موفق و با انگيزه و پرانرژي باشيد، مطمئنا افراد تيم تان هم به شما نگاه مي كنند و تبديل به ليدرهاي كار كشته اي مي شوند. اگر تا ظهر بخوابيد، آنها نيز تا ظهر مي خوابند. اگر خوب پيگيري كنيد، آنها هم خوب پيگيري مي كنند. اگر زياد شوخي و لودگي كنيد ، آنها هم شوخ و لوده خواهند شد. كاش امتحانش مجاني بود. درحالي كه بسيار پر هزينه است وگرنه پيشنهاد مي دادم امتحان كنيد.

 اگر محكم و مصمم باشيد، آنها هم خواهند شد. اگر هدف داشته باشيد، آنها هم دارند. همه چيز به شما بر مي گردد، همه چيز. حالا دوست داريد تيم تان چگونه باشد؟ هر ويژگي كه براي آنها مي پسنديد ليست كنيد. آنگاه آن ويژگي ها را در خود جست وجو كنيد و اگر نيافتيد در خود بوجود بياوريد. اين ويژگي ها مي تواند شامل اين موارد باشد:
منش و شخصيت ، رفتار مناسب اجتماعي ، پوشش مناسب و در شان كار ، پرانرژي بودن ، اطلاعات كامل داشتن ، مصمم بودن ، هدفمند بودن ، قدرت رهبري ،عامل بودن و…

 تمام تغييرات را بايد از همين امروز در خود ايجاد كنيد. چون فردا خيلي دير است. اگر تغييرات مثبت را هم اكنون در خود بوجود نياوريد، همان رفتارهاي غلط در مجموعه شما همانند سازي مي شود و زماني به فكر تغيير مي افتيد كه كار از كار گذشته و ديگر حتي اگر بخواهيد نمي توانيد چيزي را در خود و سپس در مجموعه تغيير دهيد ، پس از حالا تغييرات مثبت را در خود ايجاد كنيد.

 

۲) رعايت سلسله مراتب ( لول ها ):

 به طور كلي تمام ساپورتهايي كه از سوي آپلاين ها براي افراد تيم شما صورت مي پذيرد، بايد از پل ارتباطي شما عبور كند. احتياجات تيم شما بايد اول از شما خواسته شود. اگر شما توانايي انجام آن ساپورت را نداشتيد، باز خود شماييد كه بايد از آپلاين مستقيم خود درخواست كنيد،  تا با هم نياز تيم تان را برطرف كنيد.

بعوان مثال: اگر زير مجموعه مستقيمتان از شما سوالي كرد و شما جواب آن سوال را نمي دانستيد، نبايد به او بگوييد برو از بالاسري من بپرس.

 بلكه بايد خودتان آن را از بالاسري خود بپرسيد و جواب صحيح را در اختيار او قرار دهيد. اگر او هم نمي دانست از وي بخواهيد كه جواب را بيابد و براي شما بياورد. طبيعي است شما در ابتداي كار هستيد و اطلاعاتتان به خوبي اطلاعات ليدرها نيست. پس اين طبيعي است كه يك تازه وارد بخواهد همه را دور بزند و با ليدرها به طور مستقيم ارتباط برقرار كند. ولي اين موضوع يك ايراد بزرگ دارد و آن اينست كه اگر همه تازه واردها همه آپلاين هاي خود را دور بزنند و سراغ ليدرها بروند، ديگر ليدري در تيم ساخته نمي شود، چون فرصت رشد فكري ، اطلاعاتي و مديريتي از همه گرفته شده و ضمنا ليدرها هم توان پاسخ گويي به تعداد زياد نفرات را ندارند. بنابراين كل تيم متوقف مي شود.

 پس هرگز نه آپلاين خود را دور بزنيد و نه اجازه دهيد كه دور زده شويد. اما در مقابل درخواست افراد تيم تان مبني بر گفتگوي مستقيم آنها با ليدرها مقاومت نكنيد و اجازه بدهيد گهگاهي اين كار صورت گيرد. پس در كل سلسله مراتب را رعايت كنيد .

 

۳) مثبت به پايين ، منفي به بالا :

 هر چيز منفي را به بالا انتقال دهيد و هر چيز مثبت را به پايين. همانطور كه قبلا گفته شد، شركت و پلن بي عيب و نقص وجود ندارد . اين موضوع در مورد آپلاين ها هم صدق مي كند. هيچ كس ۱۰۰% موفق نيست. از آنها انتظار نداشته باشيد كه انسان هاي كاملي باشند. پس هميشه امكان وقوع پيشامدهاي ناخوشايند را در نظر بگيريد . اما در موقع وقوع يك اتفاق منفي چه مي كنيد؟ آن را به افراد تيم تان انتقال مي دهيد؟ اينكار چه سودي دارد؟ مگر آنها مي توانند پاسخ شما را بدهند و شما را مثبت كنند؟ قطعا نه.

 با اينكار فقط آنها را نسبت به كار بدبين كرده ايد و انرژي آنها را گرفته ايد. از همه مهمتر آنهايي كه به شما تكيه كرده اند، با تكيه گاهي مواجه مي شوند كه خود متزلزل است و اتفاقي منفي او را منفي كرده است. پس اعتماد شان نسبت به شما سلب مي شود.

پس كار عقلانه چيست؟ هر اتفاق منفي را به بالاسري خود انتقال دهيد. و از آنها توضيح بخواهيد. ولي بارعايت سلسله مراتب نسلي، يعني اول موضوع را به آپلاين مستقيم خود بگوييد.
اما اتفاق مثبت را هرگز پيش خود نگه نداريد و در اسرع وقت به افراد تيم خود با انرژي و حرارت منتقل كنيد.
نكته : منفي را به مثبت تبديل كنيد. اين داستان را بشنويد.

 

 يك كشيش در ميان جمعي از كودكان آزمايشي را ترتيب مي دهد. او ابتدا كرمي را درون يك شيشه آب مي اندازد. كرم شروع به شنا كردن در آب مي كند و اين طرف و آن طرف ميرود. در مرحله بعد او كرم را درون يك شيشه الكل مي اندازد، كرم بسرعت جمع مي شود و مي ميرد .

 آنگاه كشيش رو به كودكان مي گويد خوب بچه ها از اين آزمايش نتيجه مي گيريم كه الكل چه خصوصيتي دارد؟ كودكي زيرك مي گويد: به اين نتيجه مي رسيم كه الكل براي از بين بردن كرم معده مفيد است!!!
 منظور كشيش اين بود كه كودكان دريابند كه الكل يك ماده كشنده است. چرا كه حتي يك كرم از آن جان سالم به در نبرد. اما يك كودك، مي تواند از اين واقعه نكته مثبتي دريابد.

 بعنوان مثال محصولي خاص با تاخير به دست مشتريان مي رسد. آيا اين يك اتفاق مثبت است يا منفي؟ در نظر اول شايد منفي به نظر برسد. اما مي توان از جنبه مثبت به آن نگاه كرد. يعني شركت آن قدر رشد داشته و تصاعد به درستي شكل گرفته كه شركتهاي طرف قرارداد از پاسخ گويي عقب مانده اند. يعني تقاضا از عرضه پيشي گرفته است.

 همانطور كه مي بينيد انرژي دو جمله قبل بسيار مثبت است و حاكي از موفقيت روز افزون مي باشد. پس هرگاه خبري به ظاهر منفي شنيديد ديدگاه خود را تغيير دهيد و سعي كنيد جنبه مثبت آن را ببينيد. فراموش نكنيد هر ليوان نيمه پري دارد، كه شما هنوز به آن دقت نكرده ايد.

 

۴) چگونه از بالاسري خود تعريف مي كنيد؟

 وقتي مي خواهيد راجع به بالاسري يا ليدرهاي خود در مقابل تيم صحبت كنيد، چگونه اين كار را انجام مي دهيد؟ چگونه به معرفي آنها مي پردازيد؟ شايد بگوييد بچه ها آقاي … بالاسري بنده هستند! آيا اين كافيست؟

حالا به نوع ديگر معرفي دقت كنيد. “بچه ها مي خواهم يكي از بهترين دوستانم رو به شما معرفي كنم. كه در طول اين مدت كوتاه هميشه يار و همراه من و تيم من بوده وآنقدر به من كمك و راهنمايي كرده كه شايد بتوانم بگويم از برادر به من نزديكتر شده. ضمنا ايشون مديريت بسيار خوبي رو روي تيم من اعمال كرده و اطلاعات بسيار كاملي هم در مورد شركت و صنعت بازاريابي شبكه اي دارن. در يك كلام ايشون زندگي من رو متحول كردن”.

 

 توجه كنيد كه وقتي در جمع تيم خود هستيد و صحبت بالاسري هايتان به ميان مي آيد، هميشه بايد از آنان به خوبي ياد كنيد و راجع به حمايتها و اطلاعات آنان صحبت كيند.
 سوال: آخه من با بالاسريم مشكل دارم ، خيلي خوب حمايتم نميكنه؟

جواب :

همانطور كه گفتيم مثبت به پايين ، منفي به بالا .

نويسنده :admin
تاريخ: ۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۰۹:۴۴

بعدها از دل شركت «نوتريلايت» شركت توليدي « American Way Association » مادر شركت « ام وي Amway » تأسيس شد كه شركت Amway با فروش بيش از ۵ ميليارد دلار در سال ۱۹۹۸ به بزرگترين شركت بازاريابي شبكه اي دنيا تبديل شد و پس از آن شركت هاي بزرگ ديگري قدم به اين عرصه گذاردند.
«ريچارد پو» سير تكاملي بازاريابي شبكه اي را به چهار دوره تقسيم كرده است؛

«موج اول» بين سال هاي ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۹ را «مرحله مخفي» نامگذاري كرده است. دراين زمان، بازاريابي شبكه اي در مرحله حيات وحش خود قرار داشته و هيچ نظم و قانوني بر آن حاكم نبوده است. بعضي ها صادقانه عمل مي كردند و بسياري راه فريبكاري را پيش گرفتند. همزمان قانونگذاران دولتي نيز اين شركت ها را هدف قرار داده و با همان شتابزدگي، شروع به تدوين قوانيني در اين زمينه كردند. هرج و مرج در موج اول در سال ۱۹۷۹ به پايان رسيد. زماني كه پس از يك رشته تحقيقات طولاني و برخوردهاي قضايي، سرانجام كميسيون تجاري فدرال آمريكا (FTC) اعلام كرد كه شركت Amway و در واقع صنعت «بازاريابي شبكه اي» قانوني بوده و جزء طرح هاي هرمي به حساب نمي آيد.

«موج دوم» بين سال هاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۹ با ايجاد فضاي مثبت آغاز شد كه به آن «مرحله گسترش» مي گويند. در دهه هشتاد، تعداد شركت هاي بازاريابي شبكه اي، به شكل چشم گيري افزايش يافت و البته اين گسترش با مشكلاتي نيز همراه بود.

«موج سوم» بين سال هاي ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹ با نوآوري هايي تبديل به «مرحله بازاريابي انبوه» شد و اين صنعت در اختيار توده هاي مردم قرار گرفت و كاهش هزينه ها و صرفه جويي در زمان را به همراه داشت. در نتيجه ميليون ها نفر به سوي اين صنعت هجوم آوردند.

و «موج چهارم» كه به سال هاي بعد از سال ۲۰۰۰ اطلاق مي شود، «مرحله جهاني شدن» اين صنعت به حساب مي آيد و سرعت رشد شركت هاي بزرگ بازاريابي شبكه اي در كشورهاي ديگر بسيار بيشتر از ايالات متحده بود.

در طول سه مرحله اول، بازاريابي شبكه اي به رشد و شكوفايي رسيد، اما همواره به عنوان مقوله اي ضدفرهنگي و ضداجتماعي و احتمالاً داراي مشكلات قانوني به آن نگاه مي شد. بازاريابي شبكه اي در جريان كلي اقتصاد، از جايگاه چنداني برخوردار نبود و در نشريات تجاري، گزارشات تحليل گران وال استريت، جلسات هيات مديره شركت ها و دانشكده هاي اقتصاد و بنگاه هاي تجاري، نامي از آنها برده نمي شد، گويي بازاريابي هاي شبكه اي به دنياي ديگر تعلق داشتند.

اما با آغاز موج چهارم، دوران انزوا به پايان رسيد. امروزه بازاريابي شبكه اي در دنيا، به عنوان يكي از ابزارهاي قانوني و مشروع بازاريابي و فروش به حساب مي آيد و موفقيت هاي آن بارها در مطبوعات تجاري معتبر آمريكا و دنيا بازتاب يافته است.
شركت هاي مبتني بر موج چهارم، برخلاف شركت هاي گذشته، به جزئي انكارناپذير از اقتصاد امروز جهان مبدل شده اند، افرادي كه به صورت تمام وقت در اين شركت ها فعاليت مي كنند به درآمدي دست مي يابند كه كفاف همه مخارج يك زندگي عالي را مي دهد و افرادي كه به صورت پاره وقت مشغولند، درآمد معقول و قابل توجهي كسب مي كنند و افراد با انگيزه و بلندپرواز مي توانند از درآمدي فوق العاده و نامحدود و زندگي رويايي برخوردار شوند.
البته در گذشته نيز شركت هاي بازاريابي شبكه اي با رويكردهاي ساده لوحانه خود، وعده زندگي رويايي را مي دادند، اما بسياري از آنها در عمل قادر به تحقق وعده هاي خود نبودند و بر همين اساس نهادهاي نظارتي در آمريكا و كشورهاي ديگر تأسيس شدند تا جلوي رشد شركت هاي دروغ پرداز گرفته شود و شركت هاي متعهد و استاندارد از شركت هاي نامتعهد و ناسالم بازشناخته شوند و در كنار اين نظارت ها، رشد علمي اين صنعت باعث شده شركت هاي بزرگ و قوي و استاندارد، گسترش فوق العاده اي پيدا كنند.
«انجمن فروش مستقيم  DSA » در آمريكا و در اكثر كشورهاي دنيا تأسيس شده تا استانداردهاي لازم براي فعاليت صحيح و اصولي شركت ها، به صورت مشخص و مدون در اختيار افراد قرار گيرد و از سال ۱۹۹۴ براي اولين بار آموزش اصولي اين صنعت به دانشگاه راه يافت و «دكتر چارلز كينگ» به همراه گروهي از مربيان تراز اول اين صنعت در دنيا، دوره هاي آموزشي بازاريابي شبكه اي را در دانشگاه «ايلينوي» در شهر شيكاگو به صورت آزاد برگزار كردند كه همچنان ادامه دارد.
كتاب هاي بسيار زيادي در باب شناخت صحيح اين صنعت و روش اصولي و موثر انجام آن چاپ شد و كنفرانس ها و سمينارهاي آموزشي در گوشه وكنار دنيا دائما برگزار مي شود.
شركت هاي بزرگ بازاريابي شبكه اي وارد بورس هاي سهام شهرهاي بزرگ دنيا شدند و سهام آنها به سرعت رشد كرده و در مرحله جهاني شدن، « فدراسيون جهاني انجمن هاي فروش مستقيم (WFDSA) » با همكاري حدود ۵۰ انجمن فروش مستقيم تأسيس شده و اطلاعات آماري مفيدي را تهيه و ارائه مي كند.
و دهها پيشرفت ديگر كه همه آنها نشان از سامان دهي هر چه بيشتر اين صنعت در دنيا و تثبيت آن به عنوان يك روش عالي براي فروش و درآمدزايي است همه روزه در حال اتفاق مي باشد.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ]