نمایندگی تفال در تهران
خرید اتو بخار تفال
زودپز برقی تفال
خرید توتون پیپ
مرکز خرید پیپ در تهران
خرید بک لینک
قيمت باكس هتلی
قیمت تشک رویا
شركت بازاريابي شبكه اي
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضويت در خبرنامه
    عضويت لغو عضويت

ورود اعضا
    نام کاربري :
    پسورد :

عضويت در سايت
    نام کاربري :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ايميل :
    نام اصلي :

نويسنده :admin
تاريخ: ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۳۹:۲۹

در اين مقاله سعي داريم برخي از ضوابط ابلاغ شده به شركت هاي داراي مجوز بازاريابي شبكه اي در جهت حمايت از بازاريابان را، مطرح كنيم.

تا قبل از اينكه بازاريابي شبكه اي وارد كشور شود بسياري منتظر ورد اين حرفه بودند تا بتوانند در آن ها فعاليت كنند.اما همين افراد كه علاقه بسياري به نتورك ماركتينگ دارند و انتظار ورود آن را كشيدند از بسياري از قوانين آن كه درواقع به نفع خود آن هاست،مطلع نيستند.در اين مقاله برآن شديم تا برخي از اين قوانين را براي شما عزيزان مطرح كنيم.

1-پرداخت سود خرده فروشي در هنگام خريد و به صورت تخفيف.

مطابق با الزامات طرح سوددهي كه به شركت هاي بازاريابي شبكه اي ابلاغ شده است،شركت ها موظف هستند كه سود خرده فروشي از خريد بازارياب را در هنگام خريد او،بصورت درصد تخفيف پرداخت نمايند.بصورتي كه مثلا اگر بازارياب 100 هزار تومان خردي كرد و سود خرده فروشي كه شركت در پلن خود در نظرگرفته است،5% باشد ، بازارياب بايد هنگام خريد بجاي 100 هزار تومان مبلغ 95 هزار تومان را پرداخت نمايد.شركت ها به هيچ عنوان حق ندارند كه كل هزينه سفارش كالا را دريافت و سود خرده فروشي را در انتهاي ماه همراه با پورسانت مجموعه اي پرداخت كنند و اين تخفيف بايد در هنگام خريد به بازارياب تعلق بگيرد.

2-سود خرده فروشي بايست بدون هيچ شرطي واريز شود.

به منظور دريافت سود خرده فروشي در ازاي مرحله اول درصورت پلكاني سود خرده فروشي نمي بايست هيچ شرطي از جانب شركت تعيين شود.بنابراين سود خرده فروشي مي بايست به هر مبلغي از خريد پرداخت شود.

3-آموزش رايگان حق بازاريابان است.

در آيين نامه موضوع ماده 87 قانون نظام صنفي در ارتباط با فعاليت بازاريابي شبكه اي ،وظايف و تكاليف شركت ها تعريف و مشخص است.از جمله اين مقررات، برگزاري رايگان دوره آموزشي شامل فذآيند و مفاهيم بازاريابي شبكه اي، كلاس هاي آموزشي، شركت در همايش ها، استفاده از جزوات آموزشي شركت و... مي باشد كه عموما مي بايست رايگان بوده و هزينه اي را براي بازاريابان ايجاد و تحميل نكند.

لازم به ذكر است كه درصورتي كه برگزاري همايش سالانه اي توسط شركت ها داراي هزينه بوده و شركت ها قصد اطلاع رساني را در اين زمينه دارند بايد با هماهنگي و تاييد كميته نظارت صورت بگيرد.

درحالت كلي،دريافت هرگونه مبلغ براي آموزش به بازاريابان از جانب شركت و ليدرها، تخلف محسوب مي شود.

4-عدم وجود سقف درآمدي براي دريافت پورسانت.

مطابق بند 4 ماده 9، پرداخت حق كميسيون و پپاداش توسط شركت ها مي بايست براساس تعداد سطوح تعيين شده براي دريافت پورسانت، انجام بگيرد و در ضوابط هيچ گونه سقف درآمدي براي اين پورسانت درنظر گرفته نشده و مطابق با الزامات طرح سوددهي هرگونه كميسيون و پاداش محدود شده تحت عنوان سقف درآمدي (روزانه يا ماهيانه) در طرح سوددهي مي بايست حذف و لحاظ نشود.

5-تخصيص حداكثر كميسيون 40درصدي از فروش براي بازارياب.

مطابق با الزامات طرح سوددهي، شركت هاي بازاريابي شبكه اي مجاز به تخصيص بيش از 40 درصد از فروش شركت به عنوان كميسيون و پاداش نمي باشند.اما بعضا مشاهده مي گردد كه شركت ها در طرح چندسطحي خود زماني  كه پورسانت بيش از اين درصد مي شود، مازاد مبلغ را پرداخت نمي كنند و يا در صندوق جداگانه (صندوق پاداش) نگه مي دارند كه مخالف روح اين ضوابط است.درواقع هدف، محدوديت اوليه در محاسبه بيش از 40 درصد مي باشد نه اينكه بعد از استحقاق، شركت با استناد به اين ضوابط حقوق استحقاقي بازاريابان را پرداخت نكرده و يا با شرايط مدنظر خود، در آينده پرداخت نمايند.

با هلدينگ بزرگ عطاكو در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۵۵:۲۵

افرادي كه در نتورك ماركتينگ هستند بايد از محصولات خود استفاده كنند تا از كيفيت آن ها مطلع شوند.

با هلدينگ بزرگ عطاكو در سايت  atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۰۹:۴۶

شركت Amaway بزرگترين شركت بازاريابي شبكه اي

بازاريابي شبكه اي نوعي شيوه فروش است كه كه در آن توليدكنندگان كالا يا ارائه دهندگان خدمات، محصولات خود را بصورت مستقيم يا بدون واسطه بازاريابي و بفروش مي رسانند.

شايد براي شما جالب باشد كه بدانيد اين نوع فروش ابتدا از كجا آغاز شد و چه كساني آغازگر اين نوع فعاليت شدند.

در سال 1915 شخصي به نام كارل رن بورگ به عنوان عامل فروش يك كارخانه در كشور چين مشغول به كار شد.در كنار اين شغل، كارن در زمينه تغذيه و سلامتي هم مطالعه ميكرد،از اين جهت همزمان با شغل خود، بر روي اثرات رژيم و تغذيه بر روي سلامتي نيز تحقيقاتي انجام مي داد.او سپس به آمريكا بازگشت و تحقيقات خود را ادامه داد تا جايي كه در سال 1934 موفق به تاسيس شركتCalifornia Vitamins  شد.

اين شركت در رابطه با فروش مكمل هاي غذايي، معدني و مولتي ويتامين فعاليت مي نمود.كارل در سال 1934 اين شركت را بهNutrilite Product تغير نام داد.

11 سال پس از آغاز فعاليت اين شركت كارل با همفكري همسايه خود يعني دكتر كاسپري و لي مي تينگر كه مدير فروش يك شركت نيز بود،يك طرح بازپرداخت چند سطحي را طراحي و به اين شركت اضافه كردند.بدين ترتيب اولين طرح فروش شبكه اي كه امروزه آن را با نام هايي نظير بازاريابي شبكه اي مي شناسيم پا به عرصه وجود گذاشت.از كارل رن بورگ به عنوان پدر فروش مستقيم يا چند سطحي نيز ياد مي كنند.

اما اين پايان كار نبود و در سال 1949 توسط نيل ماسكانت از اقوام كارل ، دو تن به عنوان بازارياب به اين شركت  اضافه شدند كه بعدها به پايه گذاران بزرگترين و موفق ترين شركت بازاريابي شبكه اي در جهان تبديل شدند.

اين دو تن كسي نبودند جز ريچ دوس و جي ون اندل كه در ايالت ميشيگان هم دبيرستاني بودند.اين دو با يكديگر شريك تجاري نيز بودند و در كسب و كارهاي مختلفي مانند فست فود،خدمات چارتري هواپيما و همچنين خدمات كشتيراني با يكديگر شراكت داشتند.آن ها با همكاري يكديگر تبديل به يك تيم موفق شدند و يك روز بعد از معرفي بكارشان در نوتري لايت، موفق شدنداولين جعبه خود را به ارزش 19.5 دلار بفروشند.اما پس از آن علاقه خود را نسبت به اين كار از دست دادندو به مدت 2هفته دست از كار كشيدند. پس از آن با اصرار ماسكانت كه پشتيبان آن ها بود براي شركت در يك سمينار شركت Nutrile به شيكاگو سفر كردند.

آن ها بعد از ديدن فيلم هاي موفقيت و گوش دادن به صحبت هاي نمايندگان شركت و همچنين توزيع كنندگان موفق، دوس و اندل تصميم گرفتند كه فرصت كاري نوتري لايت را با شور و اشتياق بيشتري دنبال كنند.سپس دومين جعبه مكمل خود ا در مسير بركشت به ميتيگان فروختند و به دنبال آن به سرعت براي پيشرفت كسب و كار جديدشان اقدام كردند.

در سال 1949 يعني قبل از اينكه با شركت نوتري لايت آشنا شوند، دوس و اندل شركت Ja-Ri Corporation را كه برگرفته از اول اسمشان بود،شكل داده بودند.هدف از اين كار واردات كالاهاي چوبي از كشورهاي آمريكاي جنوبي و فروش آن به بازارهاي آمريكا بود.

بعد از اينكه آن ها به سمينار نوتري لايت رفتند، آن ها فعاليت شركت Ja-Ri يعني واردات چوب را رها كردند و شركت خود را تبديل به توزيع كننده محصولات نوتري لايت كردند.

به علاوه از سود هر محصول فروخته شده،نوتري لايت از فروش محصولاتي كه توسط توزيع كنندگان جديد انجام مي گرفت به توزيع كنندگان قبلي پورسانت پرداخت مي كرد.همان سيستمي كه امروزه به عنوان مولتي لول ماركتينگ يا نتورك ماركتينگ شناخته شده است.

در سال 1958 يعني 9 سال بعد از شروع فعاليت جدي خود، دوس و اندل يك سازمان فروش متشكل از 5000 توزيع كننده ساختند.به هر حال به دنبال نگراني مربوط به پايداري نوتري لايت و با اين فكر كه مي توانند به ديگران بياموزند كه چگونه كسب و كار خود را تاسيس كنند تصميم گرفتند كه شركت فروش مستقيم چند سطحي را بنا نهند.

در اوايل 1959 آن ها و توزيع كنندگان بالايي شان، شركت The American Way Association كه امروزه با نام اختصاري  Amway معروف ترين شركت فروش مستقيم چند سطحي در دنياست، پايه گذاري كردند.

در سال ۱۹۶۰ آنها ۵۰ درصد سهام كمپاني Atco Manufacturing توليد كننده اصلي LOC را خريداري كردند، و نام آن را به Amway  Manufacturing Corporation تغير دادند.در سال 1964 سه شركت Amway Sales Corporation ، Amway Services Corporation  وAmway Manufacturing Corporation باهم تلفيق شده و به عنوان يك نهاد واحد با نام Amway Corporation به فعاليت خود ادامه دادند.اين شركت در سال ۱۹۷۴ كنترل شركت نوتري لايت و سرانجام مالكيت كامل آن را در سال ۱۹۹۴ خريداري كرد.

با هلدينگ بزرگ عطاكو در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.


نويسنده :admin
تاريخ: ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۳۴:۰۱

چگونه به سوالات و ايراداتي كه افراد و ورودي هاي جديد بر نتورك ماركتينگ وارد مي كنند پاسخ دهيم؟چرا بعضي از ورودي هاي جديد از پيوستن به اين صنعت بزرگ يعني بازاريابي شبكه اي امتناع مي ورزند؟چگونه افراد تيم را پيگيري كنيم؟در اين مقاله شما مي توانيد به تمام اين سوالات پاسخ دهيد.

رفع اين نوع ايرادات همراه با سند و منطق براي افراد قابل قبول نيست بلكه بايد مشكل را از لحاظ احساسي و ذهني براي افراد حل كرد.در ادامه بيشترين سوالات را در اين زمينه مطرح مي كنيم:

-من اين كار رو دوست ندارم!

درباره اين ايراد مطرح شده بايد سعي كنيد ريشه اصلي آن را بيابيد.بايد بدانيد شخص دقيقا چه چيزي را دوست ندارد؟پس بايد تعدادي سوال از او بپرسيد...

خب چيو دوست نداري؟اون چيزي كه دوست داري چيه؟دنبال چي هستي؟تو الان داري همونجوري كه دوست داري زندگي مي كني و هرچي كه ميخواي داري؟يا يه بيزينس و هدفي داري كه به هرچيزي كه دوست داري برسي كه اين تجارت رو دوست نداري؟يا دقيقا كجاي نتورك رو دوست نداري؟

بهترين برخورد با اين افراد كه اين سوالات را مطرح مي كنند اين است كه درك كاملي از بازاريابي شبكه اي ندارند!شما فقط بايد دنبال اين باشيد كه چرا ورودي جديد شما اين جمله را بكار برده است؟و اينكه كاملا غيرمستقيم به اين پي ببريد كه آيا شخص بدون هيچ بهانه اي بازاريابي شبكه اي را دوست ندارد؟و اينكه چه شغلي را دوست دارد يا اينكه صرفا بهانه جويي مي كند؟آيا در حال حاضر تمام كارهايي كه واقعا علاقه دارد را انجام مي دهد؟

در قدم بعدي شما بايد مزاياي بازاريابي شبكه اي (نتورك ماركتينگ) را با مشاغل ديگر سبك سنگين كنيد.مانند درآمد تصاعدي،پاره وقت بودن،بهبود روابط عمومي،رشد شخصيتي،كمك به هم نوع و اينكه آيا شغلي با همه اين مزايا وجود دارد يا خير؟

-من پول شروع كردن اين كارو ندارم!

براي پاسخ دادن به اين ايراد، اولين سوال شما اين باشد كه الان كارت چيه؟و دقيقا داري چه كاري انجام ميدي؟

كه در جواب ميگن : كارمندم،كار آزاد دارم،دانشجوام و... كه در هر صورت براي به دست آوردن اين شغل و ادامه اون هزينه خيلي بالايي كرده و زمان زيادي گذاشته....

بپرسيد كاري كه واقعا بهش علاقه داري چيه؟

بعد از شنيدن جوابش ،بگيد اگه همه چيز براي شروع همون كار آماده بشه و مطمئن باشي كه به درآمد ميرسه،چقدر سرمايه ميخواد؟

وقتي مبلغ را گفت بگيد حالا حاضري بري  پولش رو جور كني؟و چطور پولش رو جور مي كني؟

معمولا جوابي كه افراد در پاسخ به اين سوال ميدهند معمولا بيشتر از 1 تا 2 ميليون سرمايه مورد نياز براي بازاريابي شبكه اي هست،كه آن ها به طرق مختلف براي شغل مورد علاقه خودشون حاضرن جور كنند.

چون شخص نميداند پتانسيل درآمد بازاريابي شبكه اي چقدر است،كه بخواد براش پول جور كند... پس شخص رو به اين نكته برسونين كه اينجا قراره سرمايه گذاري كند،كه مبلغش 30 يا 50 ميليون نيست!نهايتا 2 ميليون.... كه در قبال آن هم محصول دريافت مي كنيد كه مي توانيد بفروشيد و پولتون سوخت ندارد.

-من كسي رو ندارم كه بيارم زير مجموعم!

اولين نكته راجب اين موضوع اين است كه هر شخص حداقل 150 تا 200 مخاطب دارد،پس مشكل اين است كه شخص بازاريابي شبكه اي را درك نكرده است،چرا كه اگر قدرت نتورك ماركتينگ را درك كرده باشد حتي اگر در محل سكونتش هم غريبه باشد به هر شيوه با افراد ارتباط برقرار مي كند.

اما نكته آنجاست كه شما اصلا بنا نيست كه در اطرافتان افراد زيادي را داشته باشيد تا بتوانيد تجارتتان را بسازيد.براي مثال فرض كنيد كه شما نمايندگي يك شركت را داريد و قصد داريد 50 نفر را استخدام كنيد.در اين شرايط شما يك آگهي در روزنامه ميزنيد و افراد با شما تماس مي گيرند.

شما الان دقيقا نمايندگي يك شركت را داريد ،پس بايد دقيقا به اين چشم به آن نگاه كنيد كه شما صاحب يك بيزينس هستيد و قرار است اين بيزينس را به بقيه معرفي كنيد كه آن ها هم شانس درآمدزايي را داشته باشند،پس بنا هست كه آن ها همكار شما بشوند.

بنابراين شما مي توانيد كار را به همه افراد پيشنهاد بدهيد و نياز نيست افرادي در نزديكي شما باشد تا بتوانيد آن ها را به بازاريابي شبكه اي دعوت كنيد.

-وقت ندارم.

در جواب اين ايراد بايد درنظر بگيريد كه شخص امكان دارد ديد تمام وقت بودن را داشته باشد.پس اين سوال را مطرح  كنيد كه شما فكر مي كنيد اين كار چقدر زمان لازم داشته باشد؟

بعد از شنيدن اين موضوع، بايد مطرح كنيد كه اين كار پاره وقت است و ساعت كاري را خود شخص تعيين مي كند،پس با اين پتانسيل درآمد زايي بالا كاملا ارزش دارد تا بر روي آن زمان بگذاريد.

در گام بعدي از شخص بخواهيد تا فعاليت هاي 1هفته گذشته خود را توضيح بدهد.با اين كار شما زمان هاي تلف شده زيادي را پيدا مي كنيد كه او از آن زمان ها استفاده نمي كند.در اينجا شما بايد بگوييد كه در هفته 20 تا 30 ساعت زمان ميبرد.

تكنيكي براي پاسخ به تمامي ايرادات احتمالي :

افراد براي ورود به هر كسب و كار يا خريد يك كالا امكان دارد دلايل يا بهانه هاي مختلفي بتراشند اما نكته اصلي اينجاست كه هر شخص بايد به همان دليل وارد نتورك ماركتينگ شود.

كسي كه پول ندارد بايد بازاريابي شبكه اي كار كند تا به درآمد فوق العاده اي برسد!

كسي كه بازاريابي شبكه اي را دوست ندارد بايد بازاريابي شبكه اي كار كند چرا كه بعد از مدتي عاشق آن مي شود.

كسي كه ميداند افرادي زيادي در اطرافش ندارد دقيقا به همان دليل بايد كار كند تا روابط عمومي خود را بالا ببرد.

شخصي كه ميگويد وقت ندارم،به اين دليل است كه اكثرا تمام عمر خود را صرف شغل و تحصيلاتي كرده كه نتيجه مناسبي نداشته و مي تواند با نتورك ماركتينگ خودش را از دغدغه ها و مشغله ها رها كند.

پس يادتان باشد اگر كسي ايرادي را به كار وارد مي كند بايد به همان دليل و ايراد او را راضي كنيد كه وارد نتورك شود و در اين زمينه كار كند.

اما در آخر بايد اين موضوع را مد نظر قرار دهيد كه تمامي اين ايرادات به اين دليل است كه شما نتوانسته ايد بازاريابي شبكه اي را براي افراد توضيح دهيد و مزاياي آن را مطرح كنيد.چرا كه بهترين پاسخ را زماني مي توانيد بدهيد كه هنوز سوالي در ذهن شنونده شكل نگرفته و شما بايد به اشكال مختلف دغدغه هاي اصلي شخص رو تشخيص بديد و به آن ها پاسخ دهيد.

پس از حالا به بعد سطح باور و اعتماد به نفستان را بالا ببريد و از دلايل خودتون براي ورود به اين بيزينس با اطمينان كامل و قاطعانه صحبت كنيد.

اگر شما فكر مي كنيد كه اول بايد به موفقيت برسيد تا با انرژي باشيد و اعتماد به نفس پيدا كنيد ، يك باور كاملا غلط است.

يك فرد پر انرژي موفق ميشه ، نه اين كه يك فرد موفق پر انرژي 

وقتي از خودتون شروع كنيد و شخصيتتون رو بسازيد با ۹۰% اين  ايرادات رو به رو نخواهيد شد.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

 

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۳:۱۳

  چه چيزي بهتر از اين كه رييس خودتان باشيد، ساعت كارتان را خودتان تنظيم كنيد، حقوق و دستمزد يا درآمدتان را تعيين كنيد، دفتر كارتان را جايي كه مي خواهيد انتخاب كنيد؟

پاسخ اين مساله را از وين ناجنت بنيانگذار و افسر ارشد با ۱ ميليارد دلار فروش مستقيم  از اعضاي باشگاه مسافرتي و اوقات فراغت بخواهيد. او بيش از دو دهه است كه در فروش مستقيم  آغاز به كار كرده.

در آن زمان، اين صنعت با چالش هاي زيادي مواجه بود كه به طور عمده اقليت شركت هاي استخدام نمايندگان، هزينه هاي پيش بيني نشده آنها را بالا مي برد و آنها را قانع كرد تا جحم زيادي از موجودي هاي غير قابل برگشت را با مبلغ كمي يا بدون ارزش واقعي خريداري كنند.

اگرچه امروزه بسياري از شركت هاي معتبر وجود دارند، كه با اشاره به فروش مستقيم ، بازاريابي چند سطحي يا بازاريابي شبكه اي مي تواند خاطرات طرح هاي هرمي و روياهاي متزلزل را كه پيش از اين هم در سرتاسر با عناوين مختلف منتشر شده اند،يادآور شود.

ناجنت معتقد است شما نمي توانيد تمام شركتهاي بازاريابي شبكه اي را با يك شوك يا ضربه گسترده ترسيم كنيد.( به يك چشم نگاه كنيد) او در سال ۲۰۰۵ شركت خود را براي كمك به مردم با فان و سرگرمي، آزادي و تحقق يافتن از طريق سفر با همراهي خانواده و دوستان پيدا كرد.

موفقيت شركت بر اساس اصل تعادل كار و زندگي است، يكي از فلسفه ناجنت اين است كه زندگي از طريق يك شبكه رو به رشد از نمايندگان، گسترش مي يابد. به گفته وي : زندگي ات را بساز … با كارت زندگي كن!

 

ناجنت مي گويد: “من در هيئت موسسه غير انتفاعي كه برنامه هاي پايدار براي كودكان مورد نياز در سراسر جهان را پشتيباني مي كند، اهداف ايجاد شده اي دارم،

“اگر فردي پول بيشتري در ماه به دست آورد، به آنها يك اتاق تنفس مالي مي دهد. اگر آنها آن را با ثبات بيشتري دنبال كنند، كه لذت بخش هم هست، ما مي توانيم آنها را بيشتر بسازيم. در آن لحظه، آنها احساس فراواني مي كنند. بنابراين اكنون حدس مي زنم آنها چه مي كنند؟ آنها باز مي گردند! بازاريابي شبكه اي اين امكان را فراهم مي كند.”

بر اساس آخرين آمار فدراسيون جهاني فروش مستقيم، فروش مستقيم  جهاني در سال ۲۰۱۵ به ميزان ۷٫۷ درصد افزايش يافت و به ۱۸۳٫۷ ميليارد دلار رسيده است. پتانسيل صنعت به ويژه براي هزاره اي كه در حال ورود به نيروي كار است، بسيار جذاب است.

اين افراد كه بين سالهاي ۱۹۷۷ و ۲۰۰۰ متولد شده است پدر و مادرشان، با وجود داشتن اعتماد و اطمينان به كارفرمايان خود، شغل خود را از دست داده اند، و سپس براي پيدا كردن كار بدون در نظر گرفتن تحصيلات و تجربه خود تلاش مي كنند. در نتيجه، اين هزاره كارآفريني را به عنوان مسير جايگزين براي آزادي مالي در نظر مي گيرند.

 

در مدل ارتباط مستقيم با مصرف كننده براي مدت بيش از نيم قرن با موفقيت به فروش كالاها و خدمات در لوازم آرايشي و بهداشتي، لوازم خانگي، تغذيه، مسافرت و صنايع فن آوري دست يافته است. به رغم رشد و طول عمر، دلايل متعددي وجود دارد كه به كار فروش مستقيم  توجه شود، از جمله:

آزادي كارآفريني: شما مي توانيد رئيس خودتان باشيد – با تقريبا هيچ هزينه اضافي. توصيه مي شود كه در ابتدا كار روزانه خود را حفظ كرده و بخشي از وقت خود را به كار ببنديد. اگر شما بتوانيد اصولي و صحيح، تجارتتان را بسازيد، در نهايت مي توانيد تمام وقت به آن بپردازيد.

پتانسيل درآمد نامحدود: بر خلاف دنياي شركتي، جايي كه افزايش رتبه شما ممكن است بر روي هر چيزي از استعداد و اقتدار شما تا خلق و خوي شما متمركز باشد.

توسعه شخصي: شركت هاي فروش مستقيم  همراه و ياور خوبي براي شما جهت تبديل شدن به خودتان هستند. اين تضمين مي كند كه شما را تبديل به يك كارآفرين موثرترجهت حفظ رشد شركت مي نمايد. از كتابها و ويديوها تا كنفرانسها و سمينار ها مربيگري به صورت يكجا، شما بايد ابزارهايي را كه لازم داريد تا به پتانسيل كامل خود برسيد را، داشته باشيد.

آموزش مداوم: شما رئيس خودتون باشيد بدون اينكه خودتان رييس باشيد. مثل آموزش مربيگري شخصي، آموزش حرفه اي هميشه در دسترس است. بيشتر از يك درخواست آموزش و پرورش و منتظر رئيس خود براي تاييد آن بر اساس بودجه نيستيد. همه چيزهايي كه شما بايد بدانيد تا در كسب و كارتان موفق شويد، به دست شما مي رسد. پشتيباني در حال انجام از طريق ابزار فروش، محصول و بازاريابي مانند وب سايت ها، دفاتر پست، اسناد چاپي و غيره در دسترس است.

وفاداري و رفاقت: چيزي به عنوان برقراري ارتباط با افرادي كه ديد شما را به اشتراك ميگذارند وجود ندارد. همانطور كه مي گويد، “آهن آهن را تميز مي كند”. با پيوستن به يك سازمان فروش مستقيم ، شما با افرادي نظير خود كه مي توانند با مبارزه و تلاش خود از موفقيت شما حمايت كنند، همسو مي شويد.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۱۰:۰۴:۳۳

بعد از انتخاب شركت مناسب شما بايد نكات زير را رعايت كنيد تا در بازاريابي شبكه اي به موفقيت و كاميابي برسيد.بخش اعظم كار شما شناخت درست شركتي است كه ميخواهيد با آن ها كار كنيد.در شروع رسيدن به اهدافتان محصولات، پلن پورسانت دهي شركت،ابزارهاي آموزشي شركت مي توانند سبب انگيزه بيشتر براي شما و سازمان شما باشند.

حال در نظر مي گيريم كه شما شركت مناسب خود را انتخاب كرده ايد و در آن عضو شده ايد،پس به نكات زير دقت كنيد.

1-هدف داشته باشيد و آن را بنويسيد.

براي رسيدن به هدفتان تاريخ مشخصي براي آن تايين كنيد و خود را متعهد به انجام آن كنيد.براي رسيدن به هر هدفي بايد مراحلي را طي كرد اول برنامه ريزي و سپس با سرعت مراحل را سپري كردن!فقط مراقب باشيد كه بازنده نباشيد.

2-خودتان محصولات كمپاني خودتان را استفاده كنيد.

اگر شما به دليل ارزان بودن سايز محصولات يا هر دليل ديگري از محصولات ديگري استفاده كنيد و كيفيت را فداي كميت كنيد،خودتان تبليغ محصولاتتان را از بين برده ايد.

3-اثرات هرگونه رويداد منطقه اي،ملي و محلي را بر روي مجموعه خود مد نظر داشته باشيد.

همراه كليه اطلاعات را در اختيار داشته باشيد. اين اطلاعات بسيار به درد شما مي خورد و كمك مي كند تا شما زودتر به موفقيت برسيد.

4-هرگونه تماسي را براي مجموعه خود در نظر بگيريد.

هرگونه تماس تلفني و هرگونه آشنايي را براي مجموعه خود در نظر بگيريد.به زير مجموعه هاي خود احترام بگذاريد و حداقل در ماه 1بار براي آن ها وقت بگذاريد تا آن ها بتوانند مشكلاتشان را براي شما بگويند.در پاسخ دهي به سوالات افراد درون سازمانتان در مرحله اول از ليدر مجموعه كمك بگيريد تا ارزش اون شخص در سازمانتان حفظ شود و كل سازمان به شما متكي نباشند.

5-هر روز افراد جديدي را براي مجموعه خود در نظر بگيريد.

با خود تعهد كنيد كه هرروز شخص جديدي را پرزنت كنيد.هرشخصي كه در اطراف شماست يك كانديدا محسوب مي شود.با آن ها صحبت كنيد و اهميت ندهيد كه جواب منفي مي دهند.شما براي رسيدن به هدف خود تلاش كنيد.

6-بطور منظم با بالاسري و زيرمجموعه هاي خود در تماس باشيد.

ناپديد نشويد. با بالاسري و زيرمجموعه هاي خود كار كنيد.هرگز نگذاريد بالاسري و زير مجموعه هاي شما در هنگام ديدن شما و ازينكه در جمع حضور داريد تعجب كنند.آن ها بايد بدانند كه شما مجموعه اي قوي با روابط قوي ساخته ايد.

7-ايفا كننده عالي ترين نقش در مجموعه خود باشيد.

تلاش كنيد در مجموعه خود به عنوان بهترين در هر عملي كه انجام مي دهيد،شناخته شويد.تمام كارهاي شما در مجموعه همانند سازي خواهد شد.اينكه مجموعه تان به سرعت پيشرفت كند يا بسيار آرام،دست شماست.با يك برنامه و استراتژي مناسب پيش برويد.پيش مشاور يا كسي كه پلن شما را بخوبي مي شناسد برويد و از او راهنمايي بخواهيد و سپس با اراده كارتان را انجام دهيد.اگر بعد از گذشتن 6 تا 9 ماه پيشرفت نكرديد بدانيد برنامه ريزي درستي انجام نداده ايد.

8-هرماه ليدر هاي خود را توسعه دهيد.

افراد جديد را تحت آموزش خود قرار دهيد و از آن ها ليدر بسازيد.گاهي از آن ها بخواهيد ميزبان اجتماعات و يا سخنران مجامع شما باشند..تلاش كنيد كه مسئوليت خودشان را بپذيرند.

9-به اين كار به چشم يك تجارت بنگريد نه به چشم يك سرگرمي.

با تمام وجود كار كنيد و يا اين كار را رها كنيد،بينابين نمي شود.هرروز سركار خود باشيد بگونه اي كه در روز بعد به تعطيلات مي خواهيد برويد.

اگر شما تجارتي داشته باشيد كه ميليون ها براي آن سرمايه گذاري كرده باشيد تمام تلاش خود را مي كنيد كه سرمايه تان به باد نرود.با اين تجارت هم همين گونه رفتار كنيد.

10-با افرادي كه شايستگي اين كار را دارند،كار كنيد.

اگر شما در نهايت جديت كار خود را انجام مي دهيد،پس فقط با افرادي قادر به كار كردن هستيد كه آن ها نيز در كار خود جدي هستند.از افراد غرغرو دوري كنيد.با افرادي كار كنيد كه اهدافي كه در ذهن دارند به اهداف شما نزديك باشد.روش ساده اي براي شناسايي اين افراد وجود دارد :آيا آن ها مدام با شما در تماس هستند؟آيا مشتاق به يادگيري اين تجارت هستند؟آيا در آموزش افراد تازه وارد،مشاركت مي كنند؟

يا اينكه بعد از حمايت شما ناپديد مي شوند؟

11-از موفقيت ها تجليل كنيد.

زماني كه ورودي هاي شما زيرمجموعه جديد مي گيرند با آن ها تماس بگيريد و به آن ها تبريك بگوييد.بگذاريد آن ها بدانند كه براي اين كارها به آن ها افتخار مي كنيد.براي تمام كارهاي زير مجموعه تان ارزش و اهميت قائل شويد.موفقيت ها را بشناسيد و از آن ها تجليل كنيد.

12-به تجارت خود و صنعت ما ايمان داشته باشيد.

مطمئن شويد كه هرروز با تمام وجودتان ايمان داريد كه در راه درستي قرار گرفته ايد و با صنعت درستي كار مي كنيد.تنها زماني كه شما كار درستي را انجام نمي دهيد،زماني است كه كار نمي كنيد و يا قبل از گرفتن نتيجه از سيستم خارج مي شويد.

13-هميشه بدنبال يادگيري باشيد.

در بازاريابي شبكه اي يادگيري و آموزش حرف اول را مي زند.هرچقدر احساس كنيد كه كامل اين فعاليت يعني نتورك ماركتينگ را مي شناسيد كم است.سعي كنيد با خواندن كتاب هايي در زمينه مديريت معيارهايي براي اداره سازمانتان بدست آوريد. همواره با سازمانتان ارتباط برقرار كنيد.

14-در سمينارهاي آموزشي شركت كنيد.

بهترين برگزار كننده سمينارهاي آموزشي بالاسري هايتان هستند از آن ها بخواهيد تا برايتان سمينارهايي در باب نحوه ورودي كردن،نحوه پرزنت كردن و دعوت كردن برگزار كنند.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۴:۴۴

به راستي راز تكثير در بازاريابي شبكه اي چيست؟

اگر شما كار را جدي بگيريد، متعهد به شركت در جلسات باشيد، ليست خوب و بزرگي داشته باشيد و… همين اتفاق هم براي تيم شما رخ مي دهد و متاسفانه بايد قبول كنيم كه حالت عكس آن هم وجود دارد.

 

۱. آيا تكثير در بازاريابي شبكه اي واقعيت دارد؟

همين اواخر يك نفر از من پرسيد كه اين موضوع روياست؟ يا واقعا تكثير پذيري در بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟! و اگر وجود دارد چطور بايد به آن دست پيدا كنم؟

تكثيرپذيري هدف مقدس بازاريابي شبكه اي است! يعني ايجاد يك وضعيتي كه مردم به آن روي آورند، اقدام كنند و نتيجه بگيرند و اين روند تا بي نهايت ادامه يابد. اين چيزيه كه همه به دنبال آن هستند، نيست؟!

شما زماني درآمد داريد كه تكثير درستي از خود در بازاريابي شبكه اي ايجاد كنيد. تكثير در بازاريابي شبكه اي براي شما اعتبار ايجاد ميكند و اين باعث بدست آوردن يك وضعيت پايدار براي شما ميشود.

چگونه ثكثيرپذيري را در بازاريابي شبكه اي به وجود آوريد ؟

با محصولات؟!

كمپاني آن را انجام ميدهد؟!

پلن درآمد زايي آن را به وجود مياورد؟!

قسمت رهبري سازمان باعث اتفاق افتادن آن ميشود؟

يا شايد اينكه كمپاني به آساني در دسترس باشد اتفاق مي افتد و شما چقدر خوش شانس هستيد كه به زودي اين شرايط را دريافت كنيد؟

هيچكدام ، هيچكدام از اينها نيست!

ريشه بازاريابي شبكه اي در سادگي است.

تكثير درست در بازاريابي شبكه اي زماني اتفاق مي افتد كه شما براي مردم يك وضعيت كاري ساده فراهم كنيد.

 

 ۲. پيچيدگي، دشمن اقدام كردن است.

سيستم بايد ساده و آسان باشد. تجارت نتورك ماركتينگ تجارتي است براي همه افراد؛ اگر مي خواهيد تيم بزرگي داشته باشيد، بايد در تيمتان از همه افراد مختلف با تجربيات و ضرايب هوشي متفا,ت استفاده كنيد. شما نمي توانيد تيمتان را فقط به گروه خاصي از افراد محدود كنيد. بدين ترتيب، سيستم بايد به قدري ساده باشد كه همه بتوانند آن را تكرار كنند. سيستم بايد تاحدي آسان باشد كه همه قادر به تكثير باشند.

 اگر شما يك فروشنده باشيد، ممكن است فروش محصولات غذايي براي شما كار ساده اي باشد، شما دانش و اعتبار لازم جهت نفوذ بر روي مشتريان و پراسپكت هايتان را داريد. با اين حال ممكن است همين مساله به ضرر شما تمام شود، زيرا شما مشخصا خيلي خوب عمل مي كنيد، اما نمي توانيد همين امر را ميان همه افراد تيم  (كه فروشنده نيستند)  نيز تكثير كنيد. بنابراين فروشندگان هم بايد سيستم ساده اي داسته باشند كه قابل تكثير براي همه تيمشان باشد. اميدوارم كه دقيقا متوجه اين مساله شده باشيد.

  • اگر سخت باشد ، مردم نميخواهند كه انجام دهند.
  • اگر پيچيده باشد ، نتايج شما خواهد سوخت.
  • اگر قابل فهم و درك نباشد ، مردم اقدام نخواهند كرد.

به وضعيت كنوني خود نگاه كنيد.

  • آيا شما يك سيستم و يا فرايند درست داريد كه بتواند در بازاريابي شبكه اي يك تكثيرپذيري ايجاد كند؟

يا اجازه بديد اينگونه سوال كنم :

  • آيا شما افرادي در سازمانتان داريد كه به پيش شما بيايند و ندانند كه چه بايد بكنند؟
  • آيا تا به حال كسي به سراغ شما آمده و سوال هايي بپرسد كه از جواب آنها مطمئن نيست؟
  • آيا با تماس هاي تلفني از اعضاي تيم خودتان كه سوال هاي بسيار ساده و سطحي دارند مواجه ميشويد؟

پس اگر افراد با اينگونه سوالات نزد شما مي آيند بهترين انتخاب قرار دادن داشته هايتان در اختيار افراد و سازمان فروشتان است. اين دقيقا همان وضعيتي است كه ايجاد كننده فرايند تكثير در تيم شماست.

زمان بازتاب است.

به جايگاهي كه هستيد نگاه كنيد.

ساده است: مطمئن شويد كه هم خودتان و هم هركسي كه در سازمان شماست كاملا وضعيتي شفاف دارد. (منظور اين است كه هركسي ميداند كه چه بايد بكند.)

 

۳. چه چيزي به سادگي قابل تكثير است؟

  • من بر اساس تجربياتم فكر ميكنم كه صحبت كردن درباره مزاياي محصول يا فرصت كاري ، ساده ترين قسمت همانند سازي براي مجموعه است.
  • از طرفي، اطلاعات دقيق در مورد اجزاء و ويژگي هاي محصولات، امر ساده اي براي همانند سازي نيست. بيان تجربيات و خاطرات يا شواهد فردي قابل تكثير و همانند سازي است. مطمئنم حتي يك پسر بچه ۱۲ساله نيز قادر است با يك داستان جذاب ارتباط برقرار كند وآن را به ديگران نيز منتقل كند.
  • پلن درآمدزايي نيز بايد به حدي ساده باشد كه همه آن را بفهمند و بتوانند به ديگران نيز آموزش دهند.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۹:۵۷:۲۳

شما يك كسب و كار جديد آغاز كرده ايد و بسيار هم بابت اين موضوع هيجان زده هستيد ،پس بايد بدانيد چه كارهايي را بايد انجام داده و چه كار هايي را نبايد انجام دهيد.يا به عبارتي از كدام اشتباه بازاريابي شبكه اي پرهيز كنيد.

يكي از بهترين نكاتي كه مي توان به افرادي كه تازه وارد اين كار شده اند گوشزد كرد،اين است كه مدام سعي كنيد از افراد ديگر چيزهاي مختلفي بياموزيد و از تجارب آن ها استفاده كنيد.در ادامه به 7 اشتباهي كه نبايد در بازاريابي شبكه اي انجام داد اشاره مي كنيم.

1.عدم تكميل آموزش كافي

شما تا زماني كه شنا كردن بلد نباشيد نمي توانيد موج سواري كنيد.رايج ترين اشتباه بازاريابان در اين زمينه اين است كه قبل از آن كه آموزش هاي اوليه خود را به اتمام برسانند براي جذب افراد جديد و يا فروش محصولات اقدام مي كنند و معمولا هم موفقيت چنداني به دست نمي آورند.

اگر مي خو.اهيد در بازاريابي شبكه اي موفق شويد بايد اول آموزش هاي مستقل و كاملي ديده باشيد و مسلما مهم ترين مسئله براي يادگيري اين است كه به كشف و دريافتن راه و مسير درست كسب و كارتان نائل شويد و اين جايي است كه بسياري از افراد تازه كار به اشتباه مي روند.

2- تبديل شدن به يك فروشنده كليشه اي

اغلب افرادي كه وارد اين حرفه مي شوند به دنبال يك فرصت خوب هستند تا كسب و كارشان را رونق دهند و با سايرين به اشتراك بگذارند و صرفا هدف آن ها فروشنده بودن نيست پس براي اينكه به اشتباه بسياري از فعالان بازاريابي نيفتند دوباره به همان مسئله قبل كه آموزش و يادگيري كامل است بازميگرديم كه شما نياز به آموزش و يادگيري داريد تا راه تان را خوب هدف گذاري كنيد و به يك بازارياب حرفه اي شبكه اي نه كليشه اي تبديل شويد.

اين مسئله طبيعي است كه شما زماني كه وارد اين شغل شده باشيد هيجان زده شويد و به همه افراد ائم از دوستان و اقوامتان توصيه كنيد كه اين كار را انجام دهند.اما ما به شما توصيه مي كنيم كه اگر در قالب يك بازارياب تلفني فرورفته ايد و تمام تلاشتان در اين است كه به آن ها بگوييد كه به شما بپيوندند و اگر چنين نكنند مرتكب اشتباه مي شوند، اشتباه بزرگي در زمينه كاري خود مي كنيد.

ما به شما توصيه مي كنيم كه در ابتداي كار به دوستان و آشنايان و اقوام نزديك مراجعه كنيد اما اين بدين معني است كه شما با كسب دانش و اطلاعات كافي در اين زمينه فعاليت خود را آغاز كنيد و اصلا افراد را تحت فشار قرار ندهيد چرا كه ميزان موفقيت خود را كاهش مي دهيد.

3-درخواست مكرر از ديگران براي پيوستن به كسب و كار

اگر شما براي ايجاد كسب و كارتان جدي هستيد پس بايد بدنيال روش هاي حرفه اي باشد.وقتي كه صرفا به دليل عرضه ديدگاه هاي تان به ديگران و بطور مكرر از آن ها مي خواهيد كه به كسب و كارتان بپيوندند درواقع فقط اعتبار خود را كاهش مي دهيد و باعث مي شويد آن ها در مدل كسب و كارتان شك و ترديد كنند و همين باعث مي شود سايرين درخواست شما را به سرعت رد كنند و اين آغازي باشد براي قرار گرفتن در سراشيبي و سقوط.

4-وابستگي عاطفي به تصميمات آشنايان و خانواده

وقتي افراد براي نخستين بار به نتورك ماركتينگ مي پيوندند معمولا به تعداد كمي از افراد اميد دارند تا به كسب و كارشان بپيوندند كه معمولا هم شامل دوستان و افراد خانواده مي شوند.اما نكته مهم ان است كه شما نبايد زياد به تصميمات آن ها اميد داشته باشيد و خودتان را از نظر روحي و رواني و عاطفي به آن ها وابسته كنيد.

همواره به ياد داشته باشيد كه اگر دوستان‌تان از راه‌اندازي شركت شما خوشحال شده‌اند اين بدين معني نيست كه به همه‌ي تصميمات كاري شما اعتماد مي‌كنند. درست مانند هر كسب و كار ديگري اگر شما نتوانستيد به يك فروش قطعي يا قرارداد با آشنايان‌تان برسيد به راحتي به سراغ مشتري بعدي برويد. همان‌طور كه يك سرمايه‌گذار باهوش مي‌داند كه نبايد به هيچ‌كدام از خانه‌هايي كه خريد وفروش مي‌كند دل ببندد يك بازارياب شبكه‌اي باهوش هم بايد بداند كه اين بازاريابي شبكه‌اي درواقع يك بازي اعداد است كه دلبستگي‌هاي عاطفي هيچ درآمدي براي آن نخواهد داشت.

5- داشتن ادعاهاي كاذب

هيچ وقت راجب محصولات يا خدمات شركت توضيحات نادرست ندهيد چرا كه همه اين ادعاها به ضرر شما و شركت خواهد بود.اگر جواب سوالي را نميدانستيد براي مشتري توضيح دهيد كه سوال درستي پرسيده و حتما پاسخ او را پيدا مي كند و به وي انتقال مي دهد.

6-عيب جويي از ديگران

بازاريابي شبكه اي گاهي اوقات بسيار رقابتي بنظر مي رسد اما اين دليل نمي شود كه شما از ساير شركت ها بدگويي كنيد.هميشه يادتان باشد با بدگويي از ساير شركت ها به هيچ بهرمندي خاصي نمي رسيد و اين كارفقط به فقط به حسن شهرت شما آسيب مي رساند. درواقع شما همواره بايد سعي كني نقش يك حامي را براي شركتتان ايفا كنيد و ديد مثبتي براي افراد نسبت به شركتتان ايجاد كنيد.

علاوه بر اين اگر مردم در گذشته يك تجربه بد در زمينه بازاريابي شبكه اي داشته باشند ،شما مي توانيد با پاسخ دادن به سوالات آن ها و ايجاد ديد مثبت بجاي بدگويي كردن از شركت قبلي ،تاثير بسياري در جذب مشتري داشته باشيد.

7-كسب و كار غيرفعال

در بازاريابي شبكه اي هيچ چيز بدتر از يك خط كاري غيرفعال نيست.زماني كه شما به يك شركت بازاريابي شبكه اي مي پيونديد هميشه بايد تعهدي براي همكاري با آن ها و افرادي كه در خط مقدم شركت هستند داشته باشيد.اگر شما تمايلي به اينگونه فعاليت ها براي رسيدن به موفقيت نداريد،بهتر است كه به اين حرفه نپيونديد.مشكل اصلي كه همواره در بازاريابي شبكه اي رخ مي دهد اين است كه نيروهاي جديد با يكبار توقف و درجا زدن عقب نشيني مي كنند و كارها را رها مي كنند.

بازاريابي شبكه اي يك كسب و كار نسبتا ساده است. اما با ارتكاب هركدام از خطاهاي پيش‌گفته بسيار سخت مي‌شود. بهترين كاري كه شما در بدو ورود به فضاي كسب و كار بازاريابي شبكه‌اي مي‌توانيد انجام دهيد اين است كه آموزش‌هاي اوليه‌ي خود را تكميل كنيد و بسياري مواقع روي يادگيري مسير و ديدگاه درست حرفه‌تان سرمايه‌گذاري كنيد. اين تمرين براي كشف راه‌هاي درست كاري براي شما وضعيت بي‌نظيري ايجاد مي‌كند و بدين طريق به اعتماد به نفس خوبي دست مي‌يابيد.

اگر شما گاها برخي از اين چند اشتباه بازاريابي شبكه اي را مرتكب مي‌شويد، نااميد نباشيد چرا كه اشتباه كردن به خودي خود بد نيست و همگان اشتباه مي‌كنند. مهم اين است كه شما اشتباهات خود را بشناسيد و در جهت رفع آن گام برداريد.

پس از اين‌كه با ۷ اشتباه بازاريابي شبكه اي رايج را شناسايي كرديد و تصميم گرفتيد كه ديگر هرگز آنها را انجام ندهيد، بايد روي اعمال مثبت تمركز كنيد و ببينيد كه چگونه فرآيند اجراي كسب و كار خود را با صرف زمان و كشف مسير درست تكميل كنيد.

بزرگترين موهبت ما اين نيست كه هرگز سقوط نكنيم، بلكه در اين است كه با هربار سقوط دوباره برخيزيم (كنفوسيوس )

 

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۸:۱۹

برعكس خيليها كه تو آمريكا وارد نتورك ماركتينگ شدن و تو همون 6 ماه اول خيلي موفق شدن ، من 6 ماه اول موفق نشدم ، سال اول موفق نشدم ، سال دوم هم ...اي خيلي موفق نشدم ، سال سوم يواش يواش شروع كردم به موفق شدن .... ولي اتفاق مهمي كه تا سال سوم برام افتاد ، با اينكه پول زيادي نساخته بودم ، اما مغز و فكرم شروع كرد به عوض شدن ...احساساتم قوي تر شدن ، هي رفتم تو سمينارها و مردم رو ديدم.

اولين بار يادمه كه ميخواستم برم به سمينار ، تو شيكاگو بود ، من تو آتلانتا بودم ، وضع مالي ام اصلاً خوب نبود و همين خانم بهم زنگ زد كه اولين ميتينگ بزرگ ما تو شيكاگوئه و تو هم بايد بيايي و مثلاً اينقدر هم پول سمينار ميشه ....

ديدم يه 1500-1600 دلاري ميشه ، گفتم : من فكر نكنم بتونم بيام ، به من گفت : گوش كن ببين چي ميگم ، اگه ميخواهي تو اين بيزينس موفق باشي ، بايد coach able " " باشي ، يعني بايد خوب گوش كني و دانش آموز خوبي باشي ...

اگه كسي كه تو اين كار موفق شده و بهت ميگه بايد اين كار رو بكني ، بايد خوب گوش كني ... 2 تا انتخاب داري ، ميتوني دانش آموز خوبي باشي و موفق بشي ، ميتوني دانش آموز خوبي نباشي و موفق نشي ... گفتم : باشه ، دانش آموز خوبي ميشم ...

خلاصه يادمه تونستم برم شيكاگو ... كه حدود 4000 نفر اونجا بودن و من اون ته نشستم ....

ولي اون روزي كه تو شيكاگو تو سالن نشسته بودم ، يه سخنران خيلي خوبي داشت صحبت ميكرد ... كه با يه مهارتي داشت سخنراني ميكرد كه من تموم موهاي بدنم سيخ شد ... و اون اولين لحظه اي بود كه يه چيزي به من الهام شد و خيلي اين الهام برام روشن بود كه : تو بايد اين كار رو بكني تا آخر عمرت !

ولي دو چيز تو ذهنم بود ، اول اينكه بايد انگليسيمو خيلي خوبتر كنم تا بتونم سخنراني كنم و دوم اينكه بايد موفق بشم ...

خب ، فرض كن الان سخنگو هستم ، اما درباره چه موفقيتي ميخوام صحبت بكنم ؟! بايد موفق بشم تا بتونم بعداً درباره موفقيت خودم صحبت كنم و اينا ..

و اون لحظه بود كه اگر چه من قبلاً وارد اين كار شده بودم و امضاء داده بودم ، اما كارم ، كنارم بود ، من توش نبودم ، از نظر فكري و ظاهري و فيزيكي وارد شده بودم ، اما از لحاظ احساسي داخلش نبودم ، كنارش بودم ....

اون لحظه اي كه احساس كردم نتورك ماركتينگ ميتونه به من كمك كنه كه سخنگو بشم ، اون لحظه بود كه از نظر احساسي كاملاً وارد بيزينسم شدم و از اون زمان بود كه بيزينسم شروع كرد به عوض شدن ... سه سال بعد از ورودم به نتورك ماركتينگ ، از دانشگاه فارغ التحصيل شدم ، پدر و مادرم كلي خوشحال شده بودن كه : الهام دكتر شد ... واقعا ً ميخواستن بيان تو مطب من و زندگي كنن ، بابام ميخواست بياد درو ديوارها رو رنگ كنه ، ميخواست بياد در روي مريضهاي من باز كنه ، مامانم ميخواست بياد شيريني و باقلوا به همه تعارف كنه!

خلاصه ، گفتم بشينيد باهاتون كار دارم ... گفتم : ببينيد ، من تو اين 3 سالي كه تو نتورك ماركتينگ بودم ، ... يهو گفتن : ديگه حرف اين كار رو نزن لطفاً ! ديگه بسه ديگه .... گفتم : حالا گوش كنين ، من تو اين 3 سال يه چيزايي ياد گرفتم ، چيزايي كه تو دانشگاه ياد نگرفتم، چيزايي كه منو از لحاظ فكري ، احساسي و وجودي ، واقعاً تغييرم داده ... و با اينكه ميدونم پزشكي من ميتونه خيلي موفقيت برام بياره ...

با اينكه ميدونم ميتونم خيلي به مريضهام كمك كنم ، ولي تو وجودم احساس ميكنم نمي خوام پزشك بشم .... ( ا ه ه ه ه ه) ... چشماشون باز شد ... يعني چي؟

گفتم : تصميم گرفتم به جاي اينكه برم هر روز مطب و مريض ببينم ، ميخوام نتورك ماركتينگ full time كار كنم ... اونا جدي نگرفتن ... گفتم : ببينين ! من خيلي از شما ممنون هستم كه منو آوردين آمريكا ... دوستون دارم ، دستتونو ميبوسم ، ولي گوش كنين ... من يه زندگي دارم ، و ياد گرفتم با اينكه شما ميخواهيد از من محافظت بكنين و با اينكه شما ميدونين كه بهترين چيز براي من چيه ، ولي احساس ميكنم كه الان به اندازه كافي قوي شدم كه خودم ميدونم بهترن چيز براي من چيه و احساس ميكنم كه بهترين چيز براي من پزشكي نيست ميخوام نتورك ماركتينگ تمام وقت كار كنم.

خلاصه من رفتم و تمام وقت كار كردم يادمه اولين باري كه برگشتم و يه چك 5000 دلاري ماهانه رو ساخته بودم ، بهشون نشون دادم و گفتم : ببينين ، من 5000 دلار در ماه ساختم !

 گفتن : الي ! 5000 دلار ؟؟!!! آخه منشي تو ميتونه 5000 دلار در ماه بسازه تو مطبت !! تو مگه ديوونه اي ؟!! ... ما فكر كرديم بهت افتخار ميكنيم ؟!! آخه چي شدي ؟!! .... گفتم : باشه ... برميگردم ... بعد از يه مدتي برگشتم و اولين چك 10000 دلاري رو بهشون نشون دادم ، گفتن : 10000 دلار الي ؟!! بعد نيست الي ! .... ولي تو دكتري !! آخه اين چيه ؟!! ... آخه ما فكر كرديم بهت افتخار ميكنيم ؟!! آخه چي شد ؟!! ... آخه ... تو كه ........!!!! تو كه گند زدي !!!

خلاصه گفتم برميگردم ... و يادمه اولي باري كه يه چك 20000 دلاري رو نشونشون دادم ، گفتن : الي ! راست ميگي ؟!! 20000 دلار؟! اين واقعاً ميتونه تو بانك نقد بشه ؟!! گفتم : آره ، مگه نديدين تا حالا!؟ گفتن : حالا بگو ببينيم ، چقدر درآمد داري تو اين كمپانيه ؟! گفتم : بابا ! محدوديت نداره كه ...

هر چقدر كار كنم ، ميتونم ... مثلاً مثل پزشكي كه نيست كه من ديگه تا يه حدي .. ديگه نتونم و وقت نداشته باشم كه مريض ببينم... خلاصه ...، 25 هزار در ماه ديدن ، 30 هزار در ماه ديدن ، تقريباً ديگه وقتي 35 هزار در ماه ديدن ، ... اون لحظه رو كامل يادمه ... انگار اصلاً 2 تا آدمه ديگه بودن ... گفتن : الهام ! الهي ما قربونت بريم !! تو چقدر زرنگي !!! تو اصلاً ‌اين مغزتو از كي گرفتي ؟!!!

خلاصه .... زندگي من شروع كرد به عوض شدن ... البته ميگم من تو 3 سال اول خيلي مشكلات داشتم ... ولي يه چيزي كه ياد گرفته بودم و خيلي كمكم كرد اين بود كه .... يعني"ترك نكن" ، " تسليم نشو " و بيشتر مردم تو نتورك ماركتينگ و در واقع در زندگي ، 1 اينچ قبل از موفقيت ترك ميكنن ، موقعي كه كار سخت ميشه ، درست 1 اينچ قبل از موفقيت ميگن : اين كه كار نميكنه و تركش ميكنن ...

و من اين رو شنيده بودم و هر وقت كه ناراحت و خسته ميشدم ، ميگفتم 1 اينچ ديگه مونده ، 1 اينچ ديگه مونده ... كه به حدي رسيد كه خيلي موفق شدم توي بيزينسم و بيشتر از 100 هزار نفر اكتيو و فعال كه مينيموم بين 150 تا 200 دلار تو ماه خريد ميكردن ، تو گروهم بودن ! و خيلي از لحاظ مالي زندگيم شروع كرد به خوب شدن و ... و يواش يواش منو ميبردن و ميگفتن : بيا داستانتو بگو و اينطوري ديدم سخنگويي من هم يواش يواش داره ورزيده ميشه ...

بذارين يه قضيه اي رو براتون بگم ، اينو براي اين ميگم كه ميدونم نتورك تو ايران خيلي جوونه و مطمئن هستم كه خيلي هاتون اين احساس رو داريد تو خانواده هاتون ... يادمه تقريباً 2 سال بعد از اينكه وارد نتورك ماركتينگ شده بودم ، يادمه پدرم رو برده بودم يه دكتر قلب ، كه قلبشو چك آپ كنه ... اون لحظه پدرم بهم گفت كه : ( اون هم چه جايي !!! تو دكتر قلب و در واقع روي زخمم نمك ريخت ..) بهم گفت : يه چيزي بهت بگم الهام ! من زنده يا مرده ، نميخوام به هيچ كس بگي كه نتورك ماركتينگ كار كردي !!

حالا من اون موقع هنوز موفق هم نبودم و اين مسئله خيلي برام سنگين بود و اون لحظه ، موقعي بود كه نزديك بود از نتورك ماركتينگ بيام بيرون ! آخه من پدرمو خيلي دوست دارم و پيش خودم احساس كردم كه : ول كن بابا !! ارزش نداره كه ... ولي باز اون احساس در من بود كه من فقط يه زندگي دارم و اونو همونطور كه دوست دارم ، ميخوام ادامه بدم و بنابراين باز هم دنبال كارم رفتم ... اينو ميگم ، چون چند سال پيش به پدر و مادرم گفتم : ديگه نميخواد كار كنين ، بسه ديگه ... بعد به مامانم گفتم : اگه از پسرم موقعي كه نيستم مواظبت كني ، موقعي كه من نيستم ، من 2-3 برابر حقوقت بهت ميدم ، گفت: باشه ... بعد به پدرم گفتم .... خلاصه .... من شروع كردم به خريد ساختمونهاي تجارتي ... بعد وقتي زنگ ميزدن كه مثلاً در شكسته يا فلان چيز خراب شده ، به پدرم ميگفتم : ميخواهي شما بري اين چيزها رو درست كني ؟ گفت : آره ، خيلي هم دوست دارم ، چرا كه نه ...

خلاصه ... بعد براش يه ماشين هامر نو خريدم ، حالا سوار هامرش ميشه ، هر كي زنگ ميزنه ، ميره كار ها رو انجام ميده و .... حالا بهم ميگه : قربونت بريم ، چه زندگي درست كردي !!! اين داستان رو خواستم بهتون بگم كه : توي نتورك ماركتينگ و تو هر بيزينسي ، آدم بايد بدونه كه وارد يه فشاري ميشه كه بايد تحمل كنه .... و بخصوص توي نتورك ماركتينگ بايد يه ماهيچه اي بسازي ... اين ماهيچه ، ماهيچه rejection"" هست ... ماهيچه " رد كردن و جواب نه شنيدن.... بايد تو هر بيزينسي و يخصوص در نتورك ماركتينگ ، اين ماهيچه خيلي بزرگ و گنده بشه ...

هر چقدر كه اجازه بدي ، اين ماهيچه گنده تر بشه ، قوي تر و موفق تر ميشي ... با هر " نه " كه شنيدم ، به خودم اجازه دادم كه اين " نه " مثل يه پله اي باشه كه روش قدم بذارم و بيام بالاتر ...

و خوبه كه براتون بگم ، 60 سال پيش وقتي نتورك ماركتينگ تو آمريكا شروع شد ، خيلي ها كه اون موقع شروع كردن و با مسائل خيلي زيادي دست و پنجه نرم كردن و با نتورك ماركتينگ باقي موندن – كه نتورك اون موقع هاي آمريكا مثل نتورك ماركتينگ الان در ايران مي مونه – اونهايي كه دوام آوردن و quit نكردن ، الان واقعاً جزيره هاي خودشونو دارن و از لحاظ مالي به يه حدي رسيدن كه ديگه دارن خدمتهاي مالي خيلي بزرگي به جامعه و دنيا ميكنن ، اينو ميگم ، چون ميدونم كه خيلي از مسائل تو ايران جديد هست و مسائل زيادي داريد و مردم هنوز عادت ندارند – البته تو آمريكا هم هنوز مردم عادت ندارند و شايد تو آمريكا خيلي بايد قوي تر باشي.

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

نويسنده :admin
تاريخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۰۸:۴۴:۵۹

در اين مقاله ميخواهم داستان زندگي يك بانوي نتوركر ايراني كه موفقيت بسياري در كنار سختي هاي بسياري كه بر او وارد شده،كسب كرده را بررسي كنيم.

داستان زندگي ايشان بسيار طولاني است كه ما در اينجا بخشي از آن را انتخاب مي كنيم. دكتر الهام شخصي است كه زماني كه او نوجوان بود خانواده او با سختي بسيار ايران را ترك مي كنند و براي ادامه زندگي به آمريكا مهاجرت مي كنند.پدر مادر او از همان سن كودكي الهام آرزو داشتند كه دخترشان پزشك شود و بتواند باعث افتخار پدر و مادرش شود. پدر و مادر او در آمريكا براي تامين هزينه ها هركدام 2 يا 3 شغل داشتند و به سختي كار ميكردند.الهام هم به دانشگاه مي رفت و در زمينه پزشكي تحصيل ميكرد.

بقيه داستان را به نقل از خود ايشان در ادامه ذكر ميكنيم:

"خلاصه رفتم دانشگاه كه دكتر بشم ، اما خوب يادمه 3 سال قبل از اينكه از دانشگاه فارغ التحصيل بشم ، يه روز نشسته بودم توي آتلانتا و استاد داشت درباره مطب حرف ميزد ، كه تو آمريكا مطب زدن چه مسائلي داره و اينكه هر چقدر مطبت شلوغتر بشه ، چقدر مريضها بيشتر صاحبت ميشن ، براي اينكه ديگه وقتي براي خودت نداري و اينا ...

اون لحظه بود كه پيش خودم يه احساسي داشتم ، پيش خودم گفتم :" ببينم ، من دارم براي خودم دكتر ميشم ؟! يا دارم براي پدر و مادرم دكتر ميشم؟! "  و اون لحظه كه داشتم اين فكرها رو ميكردم ، يه هو دلم ريخت كه " اين فكرها چيه ميكني؟!" و اون لحظه ، واقعاً احساسم اين بود كه من دارم براي پدر و مادرم دكتر ميشم ، نه واسه خودم!

همونطوري كه تو اين سمينار بهتون ميگم ، هر فكري كه آدم ميكنه ، اين فكر تبديل به احساس ميشه ، و اين احساس تبديل به نيت ميشه توي طبيعت ، و بعد اون نيت وارد زندگي آدم ميشه.

بنابراين اون احساسي كه من داشتم ، تبديل به يه نيتي شد كه من يه كسي رو پيدا كردم ...

حالا بذارين اين داستانو براتون بگم ....

3-4 روز بعد از اينكه من اين احساس رو داشتم ، يك روز ، يكي از دوستام منو رسوند خونه ، من اون موقع ، 3 سال قبل از اينكه از دانشگاه فارغ التحصيل بشم ، هنوز خودم ماشين نداشتم. ‌پدر و مادرم سخت كار كرده بودن تو اين چند سال ، هر كدوم 2-3 تا شغل مختلف داشتن و پولي كه در ساعت ميگرفتن ، زير حد متوسط درآمدها تو آمريكا بود و واقعاً كارهايي كه هيچ وقت فكرش رو هم نميكردن و امكان نداشت تو ايران انجام بدن ، تو آمريكا كردن و بعضي وقتها كه من بهشون نگاه ميكردم ، ميديدم چه احساس سنگيني روي شونه هاي من هست ، حتي يادمه يه روز مامانم از سر كار اومد خونه ، اون موقع ها ميرفت خونه مردم رو تميز ميكرد !!

مامانم يكي از كارهايي كه اون موقع ميكرد ، ميرفت خونه هاي مردم و راه پله ها و اينا رو تميز ميكرد و قدش هم خيلي كوچيكه ، يادمه يه روز اومد خونه و توي آشپزخونه كه رفت سراغ يخچال ، همينطوري يه هو افتاد رو زمين و شروع كرد به گريه و گفت : خدايا ، نميدونم اين كاري كه كردم ، درست بود يا نه !؟ ولي ديگه دست توئه بقيه اش .

وقتي اينو من ميديدم ، ميگفتم الان كه كاري نميتونم بكنم ، تنها كاري كه ميتونم بكنم ، اينه كه خوب درس بخونم ، برم دانشگاه دكتر بشم و اينا به من افتخار كنن و به همه بگن كه ما اومديم اينجا و كارمون درست شد. ولي ... برگرديم به اون روز .... اون روز وقتي دوستم منو آورد خونه ، داشت از من خداحافظي ميكرد كه يكي از همسايه هامون كه تا روز قبلش ، يه ماشين خيلي كهنه داشت ، وارد آپارتمان شد با يه ماشين خيلي جديد و من چون ماشين نداشتم ، توجه ام رو جلب كرد ، همينطور كه داشتم نگاه ميكردم ، ديدم يه تابلويي روي شيشه پشت ماشينشه و روي اون تابلو نوشته كه :

من تو يه شركتي هستم كه به من اين شانس رو داده كه بتونم پول بسازم و زندگيم عوض بشه و اين هم ماشين نوئه منه ، اگه ميخواهي بدوني كه من تو چه شركتي هستم ، به من زنگ بزن من پيش خودم گفتم : جريان چيه ؟ تو آمريكا ماشين مجاني ميدن ؟ پس چرا من نميدونم ؟! خلاصه وقتي دوستم رفت ، من ديگه به اون خانم زنگ نزدم ، يه راست رفتم دم خونشو در زدم ، هي در زدم ، درو وا نكرد ، هي در زدم .... بالاخره بعد از 3-4 دقيقه در رو باز كرد و با يه اخلاق تندي گفت : چي ميخواهي؟! من گفتم : اين چيزي كه پشت ماشينت زدي ، جريان چيه ؟ گفت : آآآه ه ه ... يه دقيقه واستا ، رفت تو خونه و اومد يه دونه نوار ويدئويي بهم داد و گفت : اينو بايد نگاه كني و بعد من بهت زنگ ميزنم .

ولي قبل از اينكه اونو نگاه كنم ، زنگ زدم به اون دوستم كه اتفاقاً ايراني هم بود و بهش ماجرا رو گفتم كه دوستم كاري كرد كه تو آمريكا بهش ميگن " Dream Stealer " يعني كسي كه آرزوتو ازت ميدزده ... و اون بهم گفت كه : اصلاً اين كار رو نكني ها ! اصلاً نگاه نكن ! مگه تو نميخواهي دكتر بشي ؟! مگه تو ميخواهي بري فروشنده بشي ؟! اصلاً نگاه نكن ! و من به اون ويدئو نگاه نكردم ... ولي اين خانم هي بهم زنگ زد و پيغام گذاشت ، دفعه ، 3 دفعه ، 4 ، 5 .... ديگه منو ديوونه كرد ... گفتم بذار من اين ويدئو رو نگاه كنم ، كه فقط بهش بگم : بابا نميخوام ، نگاه كردم ، اما نميخوام ... يادمه ويدئو رو گذاشتم و نشستم كه ببينم ، داشتم كيك ميخوردم با شير و اصلاً هم توجهي به ويدئو نميكردم ، همينطور كه داشتم كيك و شير ميخوردم ، يه چيزايي شنيدم ، كه مردم داشتن حرف ميزدن ... كه مثلاً " من زندگيم تو اين 2-3 سال اخير عوض شده ، من ... دكتر بودم ، اما ديگه پزشكي نميكنم ، من وكيل بودم ، ديگه وكالت نميكنم ، و من ... مثلاً هيچكاره بودم و الان ميليونر شدم ... " همينطور كه ميگفت ، من توجهم از شير اومد به تلويزيون و همينطور شير داشت از چونه ام ميريخت پائين !!! پيش خودم ميگفتم : چي ميگن اينا ؟! ... اصلاً نمي فهميدم كه منظورشون چيه و من بايد چيكار بكنم ، ولي اون احساسي كه توي دانشگاه چند روز پيش داشتم و از خودم ميپرسيدم كه آيا واقعاً پزشكي مال منه يا مال پدر و مادرمه ؟! و اگه مال منه ، چرا اون احساس " Burning Desire " ... اون احساس خواستن با عشق در من نيست ؟! ... ولي موقعي كه داشتم به اين ويدئو نگاه ميكردم و به حرفهاي مردم گوش ميكردم ، يهو اون احساس عشق رو در خودم كردم ، اين احساس توجه منو جلب كرد ، پيش خودم گفتم : من كه نميدونم اين كار چيه ؟ اما اگه اينا ميتونن بكنن ، شايد من هم بتونم بكنم!

رفتم به اون خانمه گفتم : ببين من نميدونم جريان چيه ، 90 درصدش هم نفهميدم ، ولي ميتونم join كنم ؟ گفت : sure ، حتماً .... خلاصه رفتم sign كردم و اومدم تو كار اولين جلسه معرفي رو هم رفتم و ديدم كم ميفهمم و دفعه دوم يه كوچولو بيشتر فهميدم و ... خلاصه فهميدم كه آره ... اين نتورك ماركتينگه ... و شروع كردم به ياد گرفتن ...

 

 اين مقاله ادامه دارد.... 

در سايت atamlm.ir همراه ما باشيد.

[ ۱ ][ ۲ ]